فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٦٤
همهى اهل مجلس خاموش و مبهوت شدند ، وقتى كه به حالت عادى برگشتند ، برادرش ابو طيب گفت : كجا صاحب الزمان را ديدي ؟ وى پاسخ داد : ابو جعفر مرا به يكى از خانههايش برد ، صاحب الزمان از فراز خانه بر من مشرف شد و دستور داد اموالى را كه نزد خود دارم به ابو جعفر بسپارم . ابو طيب گفت : از كجا دانستى او صاحب الزمان است ؟
ابو طاهر گفت : از هيبت و هراسى كه مرا فرا گرفت ، دانستم صاحب الزمان است .
بدين ترتيب من از ابو طاهر بريدم . »
احتجاج ٢ / ٢٨٩ مينويسد : « محمد بن نصير نميرى از اصحاب امامعسكري ( ٧ ) بود . هنگامى كه ايشان از دنيا رفتند ، ادعاى بابيت كرد ، ولى خداى متعال او را - به سبب الحاد ، غلو ، تناسخ ، و نيز ادعاى اينكه رسول نبى است و امام هادي ( ٧ ) او را فرستاده است ،
و همچنين جايز شمردن ازدواج با محارم - رسوا ساخت .
از جملهى غاليان ، احمد بن هلال كرخى بود كه پيشتر از اصحاب امامعسكري ( ٧ ) بود . بعدها از اعتقاد صحيح بازگشت و منكر بابيت ابو جعفر محمد بن عثمان شد . لذا توقيعى از صاحب الامر و الزمان ( ٧ ) در لعن و بيزارى از او - در زمرهى كسانى كه لعنت كرده و از آنان برائت جسته - صادر شد .
ابو طاهر محمد بن على بن بلال ، حسين بن منصور حلاج و محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر - كه خدايشان لعنت كند - نيز چنين هستند ، و به واسطهى شيخ ابو القاسم حسين بن روح ( رحمه الله ) توقيعى در لعن و بيزارى از آنان صادر شد ، و نسخهى آن اين است : خداوند تو را مدتى طولانى باقى دارد ، تمام خير را به تو بشناساند و عمل تو را بدان ختم كند . آن برادران ما را كه به اعتقادشان وثوق دارى و به نيت آنان دل آرامى - خداوند سعادتشان را پيوسته دارد - بياگاهان كه محمد بن على معروف به شلمغانى - كه خدا انتقام او را پيش اندازد و به دو مهلت ندهد - از اسلام بازگشته و مفارقت جسته ، در دين خدا الحاد پيش گرفته ، ادعايى كرده كه با آن ، به خالق - كه جليل و متعال است - كفر ورزيده ، دروغ بسته ، افترا زده و مرتكب بهتان و گناهى عظيم شده است ، آنان كه براى خدا شريك قرار ميدهند ، دروغ گفتند و به گمراهى بعيد و زيانى آشكار گرفتار آمدند .