فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٦٢
بود . او نخستين كسى بود كه مقامى را ادعا كرد كه خدا به دو نداده و شايستگى آن را نداشته است . او بر خدا و حجج او ( : ) دروغ بست و به آنان ، آنچه را نسزد و از آن بيزارند نسبت داد . لذا شيعيان بر او لعن كردند و از او بيزارى جستند ، و توقيعى از امام ( ٧ ) در لعن و برائت از وى صادر شد . هارون گويد : سپس كفر و الحاد از وى آشكار شد .
تمام اين مدعيان ، ابتدا بر امام دروغ ميبستند و خود را وكيل ايشان معرفى ميكردند ، و سست ايمانان را بدين وسيله به سمت خويش فرا ميخواندند . بعدها پا را فراتر نهاده به قول حلاجيه معتقد ميشدند ، همچنانكه از ابو جعفر شلمغانى و نظائر او مشهور است ، لعنتهاى پياپى خدا بر آنان باد .
ديگر از آنان محمد بن نصير نميرى است . ابن نوح گويد : ابو نصر هبة الله بن محمد گفت : محمد بن نصير نميرى از اصحاب امامعسكري ( ٧ ) بود . بعد از اينكه ايشان از دنيا رفتند ، وى مدعى مقام ابو جعفر محمد بن عثمان و بابيت شد . اما خداى تعالى - با الحاد و جهلى كه از وى ظاهر شد ، و نيز لعنت فرستادن ابو جعفر محمد بن عثمان بر او ، و بيزارى جستن و دورى از او - او را رسوا كرد . وى پس از شريعى مدعى اين امر شده بود .
ابو طالب انبارى گويد : هنگامى كه محمد بن نصير چنان ادعايى كرد ، ابو جعفر بر او لعنت فرستاد و از او برائت جست . وقتى اين خبر به وى رسيد ، به قصد آنكه دل ابو جعفر را به دست ، يا عذر آورد ، آمد ، ولى ايشان به او اجازهى ورود ندادند و با نوميدى او را بازگرداندند .
سعد بن عبد الله گويد : محمد بن نصير نميري ، خود را رسول نبى ميدانست ، و بر اين باور بود كه امام هادي ( ٧ ) او را فرستاده است . به تناسخ اعتقاد داشت ، دربارهى امام هادي ( ٧ ) غلو ميكرد و قائل به ربوبيت ايشان بود . ازدواج با محارم و نيز مردان را جايز ميدانست و . . .
محمد بن موسى بن حسن بن فرات نيز از او پشتيبانى ميكرد . . .
سعد گويد : هنگامى كه محمد بن نصير در بستر بيمارى منجر به مرگ افتاد ، دربارهى جانشينش سؤال كردند ، با زبانى گرفته و ضعيف گفت : احمد ، اما اطرافيان مقصود او را نفهميدند و به سه طائفه تقسيم شدند ؛ برخى گفتند : مقصود پسرش احمد است ، گروهى گفتند : احمد بن محمد بن موسى بن فرات ، و طائفهاى هم گفتند : احمد بن ابو الحسين بن