فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٥٩
يحيى بن عبد الله بن حسن در حضور امام كاظم ( ٧ ) بوديم كه يحيى گفت : فدايت شوم ، اينان ميپندارند شما [ به طور مستقل و بدون دريافت از خدا ] از غيب آگاهيد . حضرت فرمودند : سبحان الله ، سبحان الله ! دستت را بر سرم بگذار ، به خدا سوگند مويى در بدن يا سرم نمانده مگر آنكه برخاسته .
نه ، به خدا قسم اين تنها به واسطهى وراثت از رسولخدا ( ٦ ) به دست آمده است . »
همچنين امام رضا ( ٧ ) ، رجال كشى ٢ / ٨٢٩ مينويسد : « نصر بن صباح گويد : محمد بن فرات اهل بغداد بود .
حسين بن حسن قمي ، از سعد بن عبد الله ، از عبيدي ، از يونس ، از امام رضا ( ٧ ) روايت ميكند : اى يونس ! آيا محمد بن فرات و دروغ او بر من را نميبيني ؟ عرض كردم : خدا او را از رحمت دور كند ، در هم بكوبد و به شقاوت مبتلا كند . ايشان فرمودند : خدا با او چنين كند ، خدا به او حرارت آهن را بچشاند ، همان گونه كه با كسان پيش از او كه بر ما دروغ ميبستند چنين كرد .
اى يونس ! من اين را تنها بابت آن گفتم كه اصحابم را از او بر حذر داري ، و آنان را به لعن و بيزارى جستن از او فرمان دهى كه خدا از او بيزار است .
سعد ، از ابن العبيدي ، از برادرش جعفر بن عيسى و على بن اسماعيل ميثمى از امام رضا ( ٧ ) نقل ميكند : محمد بن فرات مرا آزرد ، خدا او را بيازارد و حرارت آهن را بچشاند ، او مرا آزرد ، خدايش لعنت كند ، به مانند آنكه ابو الخطاب كه خدايش لعنت كند جعفر بن محمد ( ٧ ) را آزرد . هيچ خطّابى مانند محمد بن فرات بر ما دروغ نبست . به خدا قسم هر كسى بر ما دروغ بندد ، خداوند حرارت آهن را به او بچشاند .
محمد بن عيسى گويد : آن دو و نيز ديگران برايم گفتند : محمد بن فرات [ بعد از نفرين امام رضا ( ٧ ) ] تنها مدتى كوتاه درنگ كرد كه ابراهيم بن شكله او را به سختترين نحو به هلاكت رساند .
محمد بن فرات معتقد بود كه باب و پيامبر است . قاسم يقطينى و على بن حسكهى قمى نيز چنين ادعايى داشتند ، خدايشان لعنت كند . »