فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٥٤
مدت ، سخت شدن دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود .
كسانى نزد شيعيان من خواهند آمد كه ادعاى مشاهده ميكنند ، بدانيد ! هر كس پيش از خروج سفيانى و فرياد ، ادعاى مشاهده كند كذاب و افترازن است ، و لا حول و لا قوة إلا بالله العلى العظيم .
از روى توقيع نوشتيم و از نزد ايشان بيرون آمديم . روز ششم حضور ايشان رسيديم ، در حال جان كندن بود ، گفته شد : جانشين شما كيست ؟ فرمود : خداوند امرى دارد كه آن را به سرانجام ميرساند ، و از دنيا رفت . اين آخرين سخنى بود كه از او شنيديم ، رضوان خدا بر او باد . »
در ابتداى همين فصل گذشت كه به قرينهي : كسانى نزد شيعيان من خواهند آمد كه ادعاى مشاهده ميكنند ، آنچه در اين روايت انكار شده ، ادعاى سفارت و حضور است ، نه صرف ديدن . يعنى ادعايى كه مدعى نزد شيعيان ميآيد و ميگويد امام ( ٧ ) را مشاهده كرده ، نزد ايشان حضور يافته و سفير امام و واسطهى مردم با ايشان است ، ادعايى كه بر تعدادى از مدعيان سفارت - اگرچه آن را سفارت ننامند - انطباق دارد . لذا واجب است آنان را رد و تكذيب كنيم ، و به مانند برخورد شيعيان با جعفر كذاب ، حلاج ، شلمغانى و سايرين - كه اينان خواه ناخواه وارثان آنهايند - از آنان معجزه بخواهيم .
پس هركسى كه در غيبت كبرى مدعى مشاهده شد و خود را سفير انگاشت ، يا آنكه ادعا كرد امام ( ٧ ) او را مأمور تبليغ - حتى نسبت به امرى خرد - نموده است ، كذاب ، افترا زن و لازم الاجتناب است .
اما اگر كسى مدعى رؤيت ايشان و مشاهدهى كرامت شد ، يا آنكه ادعا كرد امام ( ٧ ) به او فرمانى - كه ربطى به مقام سفارت ندارد - داده است ، ولى خود را سفير و وكيل امام ( ٧ ) معرّفى نكرد ، تكذيب چنين شخصى نه تنها لازم ، بلكه صحيح نيست ، و اگر شروط صدق در او جمع باشد ، ميبايست تصديق نمود .
گزارشات تشرّف تعدادى از ثقات جليل القدرِ عادل صحيح العقيده كه از سلامت حواس و فكر برخوردارند و حتى صدق برخى از آنان محسوس ميباشد ، در دوران غيبت كبري ، به حدّ تواتر رسيده است .