فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٥
بدانجا كه مؤمن به كافر ميگويد : اى كافر ! حق مرا ادا كن و كافر هم به مؤمن ميگويد : اى مؤمن ! حق مرا بپرداز . » ( ١ ) ( ١ ) . الفتن ٢ / ٦٦٦ با قدرى تفاوت ، و نيز ر . ك به المصنف ابن ابى شيبه ٨ / ٦١٨
طبرى در تفسير خود ٢٠ / ١٩ چنين مينويسد : « دابه از كوه صفا خارج ميشود ، نخستين قسمت بدن او كه نمايان ميشود ، سر اوست كه ميدرخشد . او داراى كرك و پر است . نه كسى ميتواند به او برسد و نه كسى قادر است از او بگريزد . » ( ٢ ) ( ٢ ) . و نيز المعجم الكبير ٣ / ١٩٣ و المستدرك ٤ / ٤٨٤ - وى آن را صحيح ميشمارد و روايتى مشابه آن را با سندى ديگر نقل ميكند و آن را بنابر شرط بخارى و مسلم صحيح ميداند - .
الدرالمنثور ٥ / ١١٦ چنين مينويسد : « دابه گردنى بلند دارد ، اهل مشرق و مغرب او را ميبينند . او چهرهاى چون انسان و منقارى چون پرنده و كرك و پر دارد ، عصاى موسى و انگشتر سليمان با اوست ، با صدايى بلند فرياد ميكند : مردم به نشانههاى ما يقين نميكردند .
در اين هنگام رسولخدا ( ٦ ) گريستند ، برخى گفتند : اى رسولخدا ! پس از آن چه ميشود ؟ فرمود : سختى و فساد ، سپس تا قيامت سرسبزى و خرمى خواهد بود . »
در زهر الفردوس ٤ / ٦٤ از پيامبر ( ٦ ) روايت ميكند : « مَثَل امت من و دابه ، مَثَل مكانى است بلند با ديوارهاى افراشته و درهاى بسته كه تمام درندگان در آن افكنده شدهاند . سپس شيرى را ميآورند و در ميان آنها مياندازند ، پس آن حيوانات ميگريزند و از هر طرف شكافى براى
پناه بردن ميجويند .
امت من نيز هنگام خروج دابه اينچنين است كه هر كس بخواهد از آن بگريزد ، در مقابلش آشكار ميشود ، پروردگار ما به او قدرتى بزرگ داده است . »
٣ . آنان براى دابه اوصافى خرافى ساختهاند !
الفتن ٢ / ٦٦٥ از شعبي : « دابة الارض كرك دارد و سر او به آسمان ميرسد . » ( ٣ ) ( ٣ ) . و نيز ر . ك به تفسير طبرى ٢٠ / ١١ و تفسير رازى ٢٤ / ٢١٧
الدرالمنثور ٥ / ١١٦ از همو : « دابة الارض كرك دارد و با آسمان سخن ميگويد . ابن عباس هم گويد : دابه ، كرك و پر دارد و رنگهاى تمام جنبندگان در او هست . »
التبيان ٨ / ١١٩ از عبداللهبنعمر : « دابه خارج ميشود و سر او به ابرها ميرسد ، لذا تمامى