فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٣٧
الف . ميرساند ايشان شخصيتى متمايز و غير عادى بودند . اين دو نفر ، ايشان را عالمى شيعى كه سفير امام غائب شيعيان است معرفى ميكنند ، نزد بزرگان حكومت مورد احترام و بزرگداشت است ، احترامى كه از شخص خليفه و مادرش ميآغازد !
اين گفتار : مردم خرد او را وصف ميكردند ، و نيز : جلالتى شگفت داشت ، خطّ بطلانى است بر گزافه گويى ابن حجر كه مدّعى است اين احترام ساختهى افكار شيعيان است !
وى در لسان الميزان ٢ / ٢٨٣ مينويسد : « ابو القاسم حسين بن روح بن بحر ؛ يكى از رؤساى شيعه در دوران خلافت مقتدر است ، او حكاياتى با وزيران دارد ، پس از مدتى دستگير و زندانى شد . سبب زندانى شدن . . . [ سفيد است ] . به سال سيصد و بيست و شش درگذشت .
شيعيان براى او حكاياتى ساختند ، و به گمان خود كراماتى پرداختند ، آنان ميپندارند كه وى در زمان خويش نمايندهى منتظَر بوده ، و در بغداد از جلالتى عظيم برخوردار بوده است ، و خدا خود ميداند . »
البته آخرين جملهى ابن حجر ، بر ترديد وى نسبت به آنچه پيشتر گفت دلالت دارد !
ب . حسين بن روح ( رحمه الله ) به عمق قضاياى سياسى وارد شد ، البته با اسلوبى خاص و به راهنمايى امام ( ٧ ) . او نصيحت ميكرد ، هشدار ميداد ، طبق آگاهيهايى كه از امام ( ٧ ) دريافت ميكرد شخصيتهاى بزرگ را فرمان ميداد ، و همه او را ارج نهاده از او حساب ميبردند ، زيرا به عيان صدق خبرهاى وى را ديده و از آن بهره برده بودند . البته ماجرايى كه ذهبى دربارهى قاضى نقل كرد ، دلالت بر آن ندارد كه وى گفتار حسين بن روح را به انجام نرسانده است .
ابو عمر بسان ديگر وزراء به خانهى حسين بن روح ميآمد ، و ممكن است خليفه و مادرش نيز چنين كرده باشند ، البته در مورد عكس اين فرض يعنى حضور يافتن جناب نوبختى نزد آنان هيچ عبارتى يافت نشد . قاضى القضاة در صدد امرى مهم بر آمده بود ، امرى كه ممكن است قتل برخى نزاع افروزان دستگاه سلطه - در درگيريى كه اطراف آن براى دستيابى به مقصود خود به حكم قاضى نياز دارند - باشد ، ولى حسين بن روح خيرخواهانه از او خواست كه مقصودش را
عملى نكند !
قاضى به ترديد افتاد و از منشأ اين آگاهى پرسيد ، يعنى از خبرى كه به نحو سرّى ميان قاضى و