فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٢٥
نگارنده : در ابتداى فصل سفيران ، توقيعى كه جناب سمري ( رحمه الله ) آن را خواند ، و در آن مأمور بود پس از خود كسى را جانشين قرار ندهد ، به علت آنكه غيبت تام آغاز شده است ، گذشت .
دلائل الامامة / ٥٢٤ روايت ميكند : « على بن محمد سمرى گفت : در نامهاى به امام ( ٧ ) دربارهى علوم ايشان سؤال كردم ، در پاسخ نگاشتند : دانش ما بر سه وجه است : ماضي ، غابر و حادث ؛ ماضى مشروح است ، و غابر موقوف ، و اما حادث ، در دلها افكنده و در گوشها القاء ميشود ، و اين برترين دانش ماست ، و پيامبرى بعد از پيامبرمان ( ٦ ) نيست [ پس كسى گمان نكند ما پيامبرانيم ] . »
حسين بن روح ، مرد مرحلهى تحوّل
نكتهى نخست ؛ برخى مورخان ، قرن چهارم هجرى را قرن تشيع نام نهادهاند ، زيرا موجى شيعى و عظيم را به خود ديده است . آدام متز خاور شناس در كتاب خود الحضارة الإسلامية فى القرن الرابع نيز اين حقيقت را تأييد ميكند .
دولت فاطميين در مغرب قدرت يافت ، و در ابتداى قرن چهارم مصر را تحت فشار قرار داد ، تا جايى كه آن را اشغال كرد و پايتخت قرار داد .
نهضت علويان نيز در شمال ايران پيروز شد و دولت خود را در طبرستان پايه گذارى كرد .
هم زمان خطر قرمطيان كه خود را از شيعيان ميانگاشتند و معتقد بودند رهبرشان از نسل حضرت امير ( ٧ ) است نيز بالا گرفت ، و هجومهاى پياپى و سالانهى آنان به كاروانهاى حاجيان بروز كرد . آنها در ادامه به مكه هجوم آوردند ، حجاج را به شكلى فجيع كشتند ، حجر الاسود را به سرقت بردند ، و حج را تعطيل كردند . حملات آنان در همين وسعت منحصر نشد و دامنهى آن اطراف بغداد ، بلاد شام و فلسطين را نيز گرفت .
البته اين اوضاع و شرائط بيرونى كه دولت عباسيان را احاطه كرده بود ، همان قدر كه موجب نفوذ علويان و تشيع شده بود ، خود موجب فشار داخلى عباسيان بر شيعيان بود .
طبيعى است كه آنان ، شيعيان بغداد را به تأييد فاطميين متهّم كنند ، يا آنها را در ارتباط با آنان بدانند ، يا آنكه ياران علويان طبرستان ، و حتى قرامطه تلقّى كنند .