فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٢٢
آنان را به جاى خدا به خدايى ميگرفتند ، و فضيلت صبر آنان بر بلا و محنت و آزمون
شناخته نميشد .
خداى عزوجل در اين گونه امور ، حالات آنان را چون ديگران قرار داد تا در زمان محنت و بلا شكيبا باشند ، و در حال عافيت و پيروزى بر دشمن سپاسگزار ، و در تمامى احوال ، متواضع ، سر فرود آر و خاضع باشند ، و نيز بندگان بدانند اينان ( : ) نيز خدايى دارند كه خالق و مدبّر آنهاست ، پس او را پرستش كنند و رسولانش را فرمان برند ، و حجت و برهان خداى تعالى - بر كسى كه نسبت به آنان از حد تجاوز كند و مدعى ربوبيتشان شود ، يا دربارهى آنچه پيامبران و رسل آوردهاند عناد ورزد ، مخالفت ، عصيان و انكار كند - استوار و ثابت باشد و نيز لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَا مَنْ حَي عَنْ بَيِّنَةٍ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى انفال / ٤٢
تا كسى كه [ بايد ] هلاك شود ، با دليلى روشن هلاك گردد ، و كسى كه [ بايد ] زنده شود ، با دليلى واضح زنده بماند .
محمد بن ابراهيم بن اسحاق - كه خدا از او رضا باشد - گويد : فرداى آن روز نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح آمدم و با خود گفتم : آيا آنچه ديروز براى ما گفت ، از پيش خود بود ؟ ايشان خود ابتدا به سخن كرده فرمودند : اى محمد بن ابراهيم ! اگر از آسمان فرو افتم و پرندگان مرا بربايند ، يا آنكه باد مرا در مكانى دور بيافكند ، برايم بهتر از آن است كه در دين خدا - كه ذكرش بلند است - به رأى خود سخن گويم ، آن مطلب از جانب اصل بود و از حجت ( ٧ ) شنيده شده بود . »
كمال الدين ٢ / ٥١٩ از حسين بن على بن محمد معروف به ابو على بغدادى نقل ميكند : « . . . همان سال در بغداد زنى را ديدم كه از من سراغ نمايندهى مولايمان ( ٧ ) را گرفت . برخى قميها ابو القاسم حسين بن روح را به او معرفى كردند . من حضور داشتم كه آن زن نزد ايشان آمد و گفت : اى شيخ ! چه چيزى همراه من است ؟ ايشان فرمود : هر آنچه به همراه دارى در دجله بيانداز ، سپس بيا تا به تو بگويم . آن زن هم رفت و همه را در دجله انداخت و بازگشت . جناب ابو القاسم به كنيزى فرمود : آن ظرف را برايم بياور ، او هم ظرفى آورد . ايشان به زن فرمود : اين همان ظرفى است كه به همراهت بود و در دجله افكندي ، من بگويم در آن