فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١١٣
محمد بن عثمان گفت : آن حضرت ( ٧ ) را ديدم كه در كنار مستجار دست در پردههاى كعبه آويخته و عرضه ميدارد : خدايا ! انتقام مرا از دشمنانت بگير .
با همين سند از محمد بن علي ، از پدرش ، از على بن سليمان زراري ، از على بن صدقهى قمي ( رحمه الله ) : بدون آنكه محمد بن عثمان عمرى پرسشى كند ، توقيعى براى او آمد تا به كسانى كه از نام [ امام ( ٧ ) ] ميپرسند خبر دهد : يا سكوت و بهشت ، و يا كلام و آتش ، زيرا اگر آنان [ شيعيان ] از نام آگاه شوند آن را نشر ميدهند ، و اگر بر مكان واقف گردند بدان
راهنمايى ميكنند .
ابن نوح گويد : ابو نصر هبة الله بن محمد ، از ابو على بن ابى جيد قمي ( رحمه الله ) ، از ابو الحسن على بن احمد دلال قمى برايم چنين نقل كرد : روزى نزد ابو جعفر محمد بن عثمان رفتم تا سلامى بگويم ، ديدم مقابل او چوبى قرار دارد و نقاشى بر روى آن مشغول كار است و آياتى از قرآن و اسامى ائمه ( : ) را در اطرافش مينگارد ، گفتم : آقاى من ! اين چوب چيست ؟ فرمود : اين براى قبر من است و در آن خواهد بود ، و بر روى آن قرار داده ميشوم - و شايد گفت : بدان تكيه داده ميشوم - ، از [ آماده سازي ] قبر فارغ شدهام . هر روز درون قبر ميروم و يك جزء قرآن تلاوت كرده بيرون ميآيم - او [ ابن ابى جيد ] گفت : گمان ميكنم على بن احمد دلال گفت : محمد بن عثمان دست مرا گرفت و برد و قبر را به من نماياند - ، پس چون روز فلان از ماه فلان از سال فلان فرا رسيد ، نزد خداى عزوجل خواهم رفت و در اينجا به همراه اين چوب دفن خواهم شد .
وقتى از حضور او بيرون آمدم آنچه را گفته بود يادداشت كردم و مراقب بودم . مدت زيادى نگذشت كه ابو جعفر بيمار شد و در همان روز و ماه و سالى كه گفته بود از دنيا رفت و در همان مكان به خاك سپرده شد .
ابو نصر هبة الله گويد : من اين مطلب را از غير ابو على نيز شنيدم ، ام كلثوم دختر ابو جعفر - كه خدا از او و پدرش راضى باشد - نيز آن را برايم نقل نمود .
جماعتي ، از ابو جعفر محمد بن على بن الحسين ، از محمد بن على بن اسود قمى نقل كردند : ابو جعفر عمري ( رحمه الله ) براى خود قبرى كند و آن را با ساج آماده نمود ، در اين باره از او