فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٧
چهارمين آنها دجال است . »
و در ٢ / ٥٥٥ مينويسد : « دجال در فتنهى چهارم شورش و چهل سال درنگ خواهد نمود . »
همو در ٢ / ٥١٧ از كعب ميآورد : « گفته ميشد كه سگ قيامت ، دجال است . »
معناى اين سخن آن است كه قيام دجال ملازم برپايى قيامت است ، همچنانكه سگ ملازم صاحب خود ميباشد ! بايد گفت كه كعب اين تعبير را از تلمود گرفته است ، چرا كه همچنانكه ابن حجر ميگويد گزارشهاى پيرامون دجال در تورات نيامده است .
شگردى كه كعبالاحبار به كار بسته آن است كه براى جلب رضايت مسلمين ( ! ) تصويرش از دجال را با اندك تفاوتى نسبت به تصوير يهود ارائه كرده است . قوم او يهود ، دجال را بر پيامبر خدا حضرت مسيح ( ٧ ) تطبيق ميكنند ، ولى كعب اين تطبيق را
حذف نموده است .
از سويى ظهور مهدي ، نزول مسيح و جنگ آنها با دجال را بدان افزوده است . در عين حال مهدى و دجالى كه ترسيم ميكند ، با مفاهيمى يهودى توأم است ، مثل آنكه ميگويد دجال عرب است ، مهدى به هدف خود دست نمييابد و به دست روميان به قتل ميرسد و كعبه منهدم و مكه ويران ميشود !
در نهايت گوييم كه يك محقق به آسانى ميتواند به احاديث كعب خرده گيرد ، و همين كافى است كه ميبينيم سخنان وى به احاديثى نبوى مبدل شد ، با وجود آنكه كعب ، آن حضرت را نديده است ! و گفتيم كه عمر و پس از وى عثمان و معاويه چه تقديسى از او ميكردند ، و او بين مدينه و شام و مصر و قسطنطنيه در حركت بود .
راويان وابسته به دستگاه خلافت نيز چنان او را بزرگ داشتند كه به وى اجازه ميداد هر آنچه بخواهد بگويد ، و شاگردان او مانند ابوهريره ، عبداللهبنعمرو عاص ، عبداللهبنعمر ، عبدالله بن سلام ، وهب بن منبه و ديگران ، آن سخنان را به حديث تبديل ميكردند و به رسولخدا ( ٦ )
نسبت ميدادند !