فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٢٩
الخرائج و الجرائح ٢ / ٨٤٨ از جابر از امام باقر ( ٧ ) روايت ميكند : « امامحسين ( ٧ ) پيش از آنكه به شهادت برسند به ياران فرمودند : رسولخدا ( ٦ ) فرمودند : پسرم ! تو به عراق كشانيده خواهى شد ، آن زمينى است كه پيامبران و جانشينان آنان در آن با يكديگر ملاقات كردهاند ، زمينى است كه عمورا ناميده ميشود . تو و جماعتى از يارانت - كه درد تماس آهن را احساس نميكنند - در آن به شهادت خواهيد رسيد ، و اين آيه را تلاوت كردند : قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى انبياء ( : ) / ٦٩
گفتيم : اى آتش ! براى ابراهيم سرد و بيآسيب باش ، نبرد بر تو و آنان سرد و سلامت خواهد بود .
پس شادمان باشيد كه به خدا اگر ما را بكشند نزد پيامبرمان ( ٦ ) ميرويم ، سپس آن مقدار كه خدا بخواهد درنگ ميكنم ، آنگاه نخستين كسى خواهم بود كه از زمين بيرون ميآيد ، و همزمان با خروج اميرالمؤمنين ( ٧ ) ، قيام قائممان و حيات رسولخدا ( ٦ ) خارج
خواهم شد .
در ادامه گروهى از آسمان و از نزد خدا - كه هيچگاه به زمين نيامده بودند - بر من فرود ميآيند ، و نيز جبرئيل ، ميكائيل ، اسرافيل و لشكريانى از فرشتگان .
محمد ، علي ، من ، برادرم و تمامى كسانى كه خداوند بر آنان منّت نهاده ، بر اسبانى از اسبان پروردگار ، اسبانى سياه و سفيد از نور كه هيچ مخلوقى بر آن ننشسته است . آنگاه محمد ( ٦ ) بيرق خود را به اهتزاز در آورده و با شمشيرشان آن را به قائم ميسپارند .
پس از آن ، ما آن مقدارى كه خدا بخواهد درنگ ميكنيم . سپس خداوند چشمهاى از روغن ، چشمهاى از شير و چشمهى آبى را از مسجد كوفه بيرون ميآورد . بعد از آن اميرالمؤمنين ( ٧ ) شمشير پيامبر ( ٦ ) را به من سپرده و به شرق و غرب ميفرستد . به هر دشمنى برسم خونش را خواهم ريخت ، صنمى را وانميگذارم جز آنكه به آتش خواهم كشيد تا به هند برسم و آن را بگشايم .
دانيال و يونس به سوى اميرالمؤمنين ( ٧ ) خارج ميشوند و ميگويند : خدا و رسولش راست گفتند . خداوند هفتاد نفر را به همراه آن دو به بصره ميفرستد و كسانى را كه به جنگ