فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٠٤
برد تا آنكه خونى از ما را به حرام ، در ماه حرام و در شهر حرام بريزيد ، - و دانستم او اين سخن را به خاطر سپرده است لذا - گفتم : اميد است خداى عزوجل تو را كفايت كند ، من اين مطلب را خاص تو نگفتم ، تنها يك حديث بود كه آن را نقل كردم ، شايد كسى غير از تو از خاندانت اين كار را انجام دهد ، و نسبت به من آرام شد .
هنگامى كه به خانهام بازگشتم برخى از مواليان ما آمد و گفت : فدايت گردم ، به خدا شما را در گروه سوارهى منصور ديدم كه بر الاغى سوار بوديد و او بر اسب ، و او چنان بر شما مشرف بود و سخن ميگفت كه گويا پايين بوديد ، با خود گفتم : اين حجت خدا بر خلق و صاحب اين امر [ امامت ] است و به دو اقتدا ميشود ، و آن ديگرى به ستم رفتار ميكند ، فرزندان پيامبران ( : ) را ميكشد و خونها را [ به حرام ] بر زمين ميريزد كه خدا دوست ندارد ، و در ميان سواران خويش است ولى شما بر روى الاغ ، لذا ترديدى به جانم افتاد كه از آن بر دين و جان هراسيدم ! اما گفتم : اگر فرشتگانى را كه اطراف من ، مقابل ، پشت سر ، راست و چپم هستند ميديدم ، او و آنچه در آن است را حقير ميشمردم و دلم آرام شد .
سپس گفت : اينان تا چه زمانى حكومت دارند ؟ يا چه زمانى از آنها راحت ميشويم ؟
گفتم : آيا نميدانى كه هر چيزى مدتى دارد ؟ گفت : آري ، گفتم : آيا دانش تو برايت نفعى دارد ؟ هنگامى كه اين امر [ انقضاى دولت عباسيان يا ظهور دولت حق ] فرا رسد ، [ نابودى اينان ] از ديده بر هم نهادنى سريعتر خواهد بود . اگر تو از حال اينان نزد خداى عزوجل آگاه بودى و اينكه چسان است ، بغض بيشترى داشتي ، و اگر تو بكوشى يا اهل زمين بكوشند تا آنان را به گناهى سختتر از آنچه دارند مرتكب كنند ، [ نتوانسته و ] نخواهند توانست ، پس شيطان تو را منحرف نكند زيرا عزت براى خدا ، رسولش و مؤمنان است ، لكن منافقان نميدانند .
آيا نميدانى كسى كه منتظر امر ما باشد و بر آزار و بيمى كه به دو ميرسد شكيبايى كند ، فردا در زمرهى ما خواهد بود ؟ پس چون ديدى كه حق و پيروان آن از بين رفتند ، ستم بلاد را فرا گرفت ، قرآن كهنه شد و آنچه در آن نيست را بدان نسبت دادند و مطابق ميلها گردانيده شد ، دين آنسان كه آب واژگون ميشود واژگون شد ، اهل باطل امور پيروان حق را در