فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٤
و او پاسخ داد : من جساسهام ، گفتيم : جساسه چيست ؟ گفت : به نزد اين مردى كه در دير است برويد كه مشتاق خبر شماست ، و ما با سرعت نزد تو آمديم و از آن موجود هراسان بوديم و ايمن نبوديم كه يك شيطان باشد !
پس آن شخص پرسيد : به من از نخل بيسان خبر بدهيد ، گفتيم : از چه چيز آن ميپرسي ؟ گفت : از نخل آن ، آيا ميوه ميدهد ؟ پاسخ داديم : آري ، او گفت : نزديك است كه ديگر ميوه ندهد ، و افزود : از درياچهى طبريه چه خبر داريد ؟ گفتيم : از چه چيز آن ميپرسي ؟ گفت : آيا آب دارد ؟ پاسخ داديم : آب بسيارى دارد ، او گفت : نزديك است كه آب آن خشك شود ، گفت : از چشمهى زغر خبر دهيد ، گفتيم : از چه چيز آن ميپرسي ؟ گفت : آيا در آن آبى هست و آيا اهالى آنجا در كشاورزى از آن بهره ميبرند ؟ پاسخ داديم : آري ، آب فراوانى دارد و اهالى آنجا در كشاورزى از آن بهره ميبرند ، گفت : به من از پيامبر درس نخواندگان خبر دهيد ، چه كرده است ؟ گفتيم : از مكه خارج و ساكن مدينه شده است ، پرسيد : آيا عربها به جنگ با او پرداختند ؟ پاسخ مثبت داديم ، گفت : او با ايشان چه كرد ؟ و ما به او خبر داديم كه آن حضرت بر عربهايى كه پيرامون ايشان بودند غالب آمد و آنان به اطاعت او گردن نهادند ، او گفت : آيا چنين شد ؟ ! گفتيم : آري ، گفت : براى آنها بهتر است كه از او اطاعت نمايند ، [ حال ] من از خودم به شما خبر ميدهم ، من مسيحم ( ! ) و نزديك است كه به من اجازهى خروج داده شود و در پى آن خروج كرده در زمين سير كنم و در مدت چهل شب هيچ ناحيهاى را وا ننهم مگر آنكه در آن فرود آيم ، مگر مكه و طيبه [ مدينه ] كه بر من حرام است و هرگاه بخواهم در يكى از آن دو وارد شوم فرشتهاى با شمشيرى آخته به سوى من آمده مرا باز ميدارد ، و بر هر راهى از آن ملائكهاى هستند كه از آن محافظت مينمايند .
[ در اين هنگام ] پيامبر ( ٦ ) در حالى كه با چوب دستى خود بر منبر ميزدند گفتند : اين طيبه است ، اين طيبه است ، اين طيبه است ، آيا اين را به شما گفته بودم ؟ مردم گفتند : آري ، ايشان گفتند : سخن تميم كه با آنچه برايتان از دجال و مكه و مدينه ميگفتم مطابق است ( ! ) خوشايند من قرار گرفت ، بدانيد كه او در درياى شام يا يمن است ، نه ، بلكه از سمت مشرق مى آيد ، از سمت مشرق ، از سمت مشرق .