فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٠٥
احمد بن اسحاق روايت كرد ، همانگونه كه من نقل نمودم . » ( ١ ) ( ١ ) . الخرائج و الجرائح ٣ / ١١٧٤ ، اعلام الورى / ٤١٢ و اثبات الهداة ١ / ١١٣ و ٣ / ٤٧٩
غيبت شيخ طوسى / ١٥١ روايت ميكند : « احمد بن اسحاق از امامعسكري ( ٧ ) در مورد صاحب اين امر سؤال كرد و ايشان با دست اشاره كردند ، يعنى او زنده است و گردنى
درشت دارد . »
كمال الدين ٢ / ٤٣٣ : « احمد بن حسن بن اسحاق قمى گويد : هنگامى كه جانشين صالح به دنيا آمد ، نامهاى از امامعسكري ( ٧ ) به جدّم احمد بن اسحاق رسيد . در آن با دست خطّ امام ( ٧ ) كه توقيعات با همان خط به احمد ميرسيد آمده بود : براى ما فرزندى به دنيا آمده است ، اين [ خبر ] نزد تو بماند و از تمامى مردم پوشيده باشد ، زيرا تنها نزديكترين خويشاوند را به جهت قرابت ، و ولى را به جهت ولايتش از آن آگاه ساختهايم . دوست داشتيم تو را از آن بياگاهانيم تا خداوند تو را بدان مسرور كند ، هم چنان كه ما را بدان شادمان نمود ، و السلام . »
كافى ١ / ٣٢٨ از عمرو اهوازي : « ابو محمد ( ٧ ) پسرش را به من نشان داد و فرمود : اين صاحب شما پس از من است . »
همان از محمد بن على بن بلال نقل ميكند : « دو سال پيش از آنكه ابو محمد ( ٧ ) از دنيا رود ، از سوى ايشان نامهاى برايم آمد و مرا از جانشين خود خبر داد ، و سه روز قبل از آنكه از دنيا رود نيز نامهاى رسيد و از جانشين خبر داد . »
همان از ابو هاشم جعفرى نقل ميكند : « به امامعسكري ( ٧ ) گفتم : جلالت شما مانع ميشود سؤال بپرسم ، آيا اجازه ميدهيد ؟ فرمودند : بپرس ، عرض كردم : آقاى من ! آيا فرزندى داريد ؟ فرمودند : آري ، گفتم : اگر حادثهاى براى شما رخ داد كجا سراغ او را بگيرم ؟ فرمودند : در مدينه . »
كمال الدين ٢ / ٤٠٧ و ٤٣٦ از يعقوب بن منقوش : « حضور ابو محمد حسن بن علي ( ٧ ) رسيدم ، ايشان بر سكويى كه در خانه بود نشسته بودند . سمت راست ايشان اتاقى بود كه بر آن پردهاى آويخته قرار داشت . عرضه داشتم : آقاى من ! صاحب اين امر كيست ؟ فرمودند : پرده را بالا بزن ، من نيز چنين كردم و پسرى كه پنج وجب داشت و ده يا هشت ساله و يا