فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٠٤
برخاستند و وارد اتاق شدند ، سپس بيرون آمدند در حالى كه پسرى - كه چهرهاش بسان ماه شب چهارده است ، و سه ساله نشان ميدهد - را بر شانه داشتند . فرمودند : اى احمد بن اسحاق ! اگر كرامت تو نزد خداى عزوجل و حجج او نبود پسرم را نشانت نميدادم ،
او همنام و كنيهى رسولخدا ( ٦ ) است ، زمين را همانگونه كه از ستم و جور آكنده شده است ، از عدل و داد مملو ميسازد .
احمد بن اسحاق ! مَثَل او در اين امت مثل خضر است ، مثل ذوالقرنين است ، به خدا قسم غيبتى خواهد داشت كه در آن تنها كسى از هلاكت نجات مييابد ، كه خداى عزيز و جليل بر اعتقاد به امامت او استوارش دارد ، و براى دعا به تعجيل فرج او توفيقش دهد .
عرضه داشتم : مولاى من ! آيا نشانهاى هست كه دلم بدان اطمينان يابد ؟ در اين هنگام آن پسر به عربى فصيح به زبان آمد و فرمود : من بقيت الله در زمينِ او و انتقام گيرندهى از دشمنان او هستم ، پس - اى احمد بن اسحاق ! - بعد از آنچه به چشم ديدى دنبال اثر [ و نشانه ] نباش .
احمد گويد : با شادمانى بيرون آمدم ، فرداى آن روز نزد ايشان بازگشتم و گفتم : اى پسر پيامبر ! به آنچه بر من منت نهاديد مسرور شدم ، ولى سنّتى كه از خضر و ذوالقرنين در اوست چيست ؟
فرمودند : اى احمد ! طولانى شدن دوران غيبت ، گفتم : آيا غيبت او به درازا خواهد انجاميد ؟ فرمودند : سوگند به پروردگارم آري ، تا آنجا كه اكثر معتقدان به اين امر از آن برگردند ، و تنها كسى باقى ماند كه خداى عزوجل بر ولايت ما از او پيمان گرفته است ، ايمان را در دل او نوشته و با روحى از جانب خود او را تأييد كرده است .
اى احمد بن اسحاق ! اين امرى از امر خدا ، سرّى از سرّ او و غيبى از غيب اوست ، آنچه را به تو دادم بگير ، كتمان كن و از شاكران باش تا فردا در عليين با ما باشي .
مصنف اين كتاب گويد : من اين حديث را تنها از على بن عبد الله وراق شنيدم ، آن را با دست خط او مشاهده كردم ، در اين باره از خود او پرسيدم و آن را برايم از سعد بن عبد الله از