فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨١٨
عمر گفت : چرا نتوانم ، مگر تو مرا كمك نميكني ؟ ايشان فرمود : اگر توانستي ؟ و عمر سه بار سخنش را تكرار كرد ، حضرت على به او فرمود : اين كار تو نيست ، عمر هم تصديق كرد .
محمد بن يحيى واقدى از اساتيد خود از ابن عباس نقل ميكند : عمر گفت : چرا من اين مال را در كعبه رها كنم و آن را در راه خدا و راه خير تقسيم نكنم ؟ حضرت علي ( ٧ )
هم ميشنيد ، عمر گفت : اى پسر ابو طالب ! نظر تو چيست ؟ به خدا اگر مرا ترغيب كنى اين كار را خواهم كرد .
ايشان فرمودند : آيا آن را غنيمت قرار ميدهي ؟ مردى عهدهدار آن ميشود كه در آخرالزمان ميآيد ، مردى كامل است ، گندمگون و بلند قامت .
روايت ميكنند كه رسولخدا ( ٦ ) در چاه كعبه ، هفتاد هزار اوقيه ( ١ ) ( ١ ) . واحد وزن
طلا كه به كعبه اهدا شده بود يافتند ، و على بن ابى طالب به ايشان گفتند : يا رسول الله ! اگر از اين مال در جنگ استفاده كنيد ، ولى پيامبر ( ٦ ) آن را حركت ندادند . بعدها همين مطلب به ابوبكر گفته شد ، و او دست به آن نزد . » ( ٢ ) ( ٢ ) . و نيز عقد الدرر / ١٥٤ ، الحاوى ٢ / ٧٨ ، جمع الجوامع ٢ / ١٠٤ و ارشاد / ٢٦٣
گنجهاى زمين را گرد ميآورد و در ميان مردم سخنرانى ميكند
غيبت نعمانى / ٢٣٧ از امام باقر ( ٧ ) نقل ميكند : « ثروتهاى دنيا از درون و برون زمين نزد او گرد ميآيد ، ايشان به مردم ميفرمايد : به سوى آنچه به خاطر آن رحمها قطع كرديد ، خونهاى حرام ريختيد و به آنچه خداى عزوجل حرام كرده بود پرداختيد ، بياييد . ايشان چنان عطا ميكند كه احدى پيشتر چنين نكرده است . زمين را از عدل و داد و نور ميآكند ، آنسان كه از ظلم و جور و شرّ پر شده بود . »
صحيح مسلم ٢ / ٧٠١ از ابو هريره از پيامبر ( ٦ ) : « زمين ، پارههاى جگرش را به مانند اسطوانهى طلا و نقره بيرون ميدهد ، قاتل ميآيد و ميگويد : به خاطر اين كشتم ، قاطع [ رحم ] ميآيد و ميگويد : به خاطر اين قطع رحم كردم ، سارق ميآيد و ميگويد : بدين خاطر دستم بريده شد ،