فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٢٠
ميكند . سفيانى امر را به ايشان ميسپارد و بيعت ميكند . چون به نزد يارانش باز گردد كلب به سرزنش او ميپردازند . او هم باز ميگردد و بيعتش را پس ميگيرد . ايشان هم خواستهى او را اجابت مينمايد .
آنگاه او با لشكر سفيانى كه هفت پرچم همراه اويند - و هريك امارت را براى خود ميخواهد - پيكار ميكنند ، و مهدى همه را شكست ميدهد .
ابو هريره گويد : كسى محروم است كه از غنيمت كلب بى بهره ماند . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز ر . ك به مسند احمد ٢ / ٣٥٦ ، عقد الدرر / ٨٤ ، مجمع الزوائد ٧ / ٣١٥ ، الدرالمنثور ٥ / ٢٤١ ، الحاوى ٢ / ٧٢ و المستدرك ٤ / ٤٣١
راوي ، شرائط و جوّ موجود در عصر خود را بر اين روايت پياده كرده است !
همان / ٩٥ از امام باقر ( ٧ ) : « هنگامى كه پناهندهاى كه در مكه است از فرو رفتن زمين خبر دار شود ، با دوازده هزار نفر از جمله ابدال بيايد تا در ايليا فرود آيند . . . سفيانى اطاعت خود را اعلام ميكند . سپس ميرود و با كلب كه داييهاى او هستند ، ديدار ميكند . آنها او را بر اين كار نكوهش كرده ميگويند : خدا به تو جامهاى پوشاند ولى تو آن را در آوردي ! او هم ميگويد : نظر شما چيست ، آيا بيعت را باز ستانم ؟ آنان گويند : آري .
او نزد ايشان به ايليا ميآيد و ميگويد : [ بيعت مرا ] فسخ كن ، ايشان هم گويند : من چنين نميكنم ، او ميگويد : چرا . . .
آنگاه ميگويد : اين مردى است كه از فرمان من به در آمده است ، پس فرمان ميدهد و او را بر روى تخته سنگى در ايليا ذبح ميكنند .
سپس سراغ كلب رفته آنان را غارت ميكند ، زيانكار كسى است كه روز چپاول كلب زيان كند . »
در اين عبارت اوضاع شام و فلسطين هنگام ظهور به تصوير كشيده شده است و با پياده سازى جوّ عصر راوى بر روايت توأم است . البته اصل حركت ايشان به سمت قدس مسلّم و مورد
اتفاق است .
در منابع حديثى ما شيعيان ، مشابه و البته اقوى از آن يافت ميشود ، تفسير عياشى ٢ / ٥٩ از