فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٩٩
در مخاطره قرار ميدهد !
بخارى هم نقل ميكند كه چگونه معاويه بر عبد الله بن عمرو عاص غضب و او را بر منبر توبيخ كرد ، به علّت آنكه از پيامبر ( ٦ ) نقل كرد كه رهبرى قحطانى [ و غير قرشي ] به حكومت خواهد رسيد ! البته اين گزارش از بيدقتى و بيغيرتى پسر عمرو عاص نسبت به قريش نيز پرده بر ميدارد !
وى در صحيح خود ٤ / ١٥٥ و ٨ / ١٠٥ مينويسد : « محمد بن جبير بن مطعم ميگفت : به معاويه - در حالى كه گروهى از قريش مهمان او بودند - خبر رسيد كه عبد الله بن عمرو عاص سخن از به قدرت رسيدن حاكمى قحطانى در آينده ميراند ، وى با شنيدن اين مطلب غضب كرد و برخاسته سخنرانى كرد ، خدا را به آنچه شايسته است ثنا گفت و افزود : به من خبر رسيده كه مردانى از شما سخنانى ميگويند كه نه در كتاب خداست و نه از پيامبر به جاى مانده است ، آنها نادانان شمايند !
از آرزوهايى كه آرزومندان را به گمراهى ميكشاند ، اجتناب كنيد ، زيرا من از پيامبر ( ٦ ) شنيدم : اين امر در ميان قريش خواهد بود ، احدى با آنان دشمنى نخواهد كرد مگر آنكه خداوند او را بر صورت خواهد افكند ، تا زمانى كه آنان دين را به پا دارند . »
با اين حساب علت فقدان احاديث يمانى را درمييابيم ، چنان كه در كتب سنيان اثرى از آن يافت نميشود !
اما به نظر ميرسد اين روايات در قرن اول نزد مسلمانان به طور شفاهى معروف بوده است ، و نيز اينكه نام يمانى سه حرفى است ، مسعودى در التنبيه و الاشراف / ٢٧٢ دربارهى قيام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث نقل ميكند : « وقتى پيروان او زياد شدند و بسيارى از اهل عراق ، رؤساء ، قاريان و عابدان آن هنگامى كه وى به نزديكى آن رسيد ، به دو ملحق شدند ، بيعتِ
عبد الملك بن مروان را از گردن خود گسست - و اين امر در اصطخر فارس رخ داد - ، مردم نيز همين كار را كردند ، و او خود را ناصر المؤمنين ناميد .
به او گفتند قحطانى كه يمنيها انتظارش را ميكشند ، و پادشاهى را به ميان آنان باز خواهد گرداند تو هستي ، كسى از او پرسيد : نام قحطانى سه حرفى است ، او در پاسخ گفت : نام من عبد است ، و رحمن در نام من نيست . » !