فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٩
چنان عمر كند كه از عمر هم عصران خود فراتر رود ، حال آنكه امام شما بر طبق پندارتان از عمر هم عصران خود فراتر رفته است .
ما هم در پاسخ آنها ميگوييم : آيا شما تصديق ميكنيد كه دجال در غيبت ميتواند عمرى فراتر از عمر اهل زمان داشته باشد و ابليس نيز چنين است ( ؟ ) و ليكن با وجود تصريحاتى كه دربارهى قائم آل محمد ( ٦ ) ، غيبت ، طول عمر و ظهور ايشان براى بر پا داشتن امر خدا رسيده است - و رواياتى را كه در اين باره وارد شده در اين كتاب آوردهام - آن را نميپذيريد !
علاوه بر آنكه به طريق صحيح از رسولخدا ( ٦ ) رسيده كه فرمودند : هر آنچه در امتهاى گذشته واقع شده ، در اين امت نيز خواهد بود ، همچنانكه دو تاى كفش و دو پر تير در برابر يكديگر هستند . در پيامبران گذشته و حجتهاى الهى كسانى بودهاند كه عمر طولانى داشتهاند ، نوح نبي ( ٧ ) دو هزار و پانصد سال زندگى كرد و خدا در قرآن [ تنها ] سخن از آن به ميان آورده كه او در ميان قوم خود نهصد و پنجاه سال درنگ كرد ( ١ ) ( ١ ) . سورهى عنكبوت / ١٤
، در حديثى كه آن را با سندش در اين كتاب نقل نمودم ، آمده است كه در قائم ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) سنتى از نوح است كه طولانى بودن عمر وى ميباشد ، حال چگونه است كه سنيان امر [ غيبت ] امام زمان ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را نميپذيرند ولى با امور مشابه آن - كه نزد عقل هيچ اشكالى ندارد - چنين برخوردى ندارند ؟ بلكه بايست به اين امور اذعان نمود ، چرا كه از طريق رسولخدا ( ٦ ) رسيده است ، و اعتقاد به قائم ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) نيز چنين است .
مقتضاى كدام عقل است كه اصحاب كهف ميتوانند سيصد و نه سال در غارشان درنگ كنند ، آيا تصديق و پذيرش اين مطلب از غير طريق اخبار بوده است ؟ پس چرا امر حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را كه آن نيز از طريق اخبار رسيده ، تصديق نمينمايند ؟ !
آنان چگونه اخبار وهب بن منبه و كعبالاحبار را در امورى محال تصديق ميكنند ، در حالى كه هيچ يك از آنها را نه ميتوان به رسولخدا ( ٦ ) نسبت داد و نه عقل روا ميشمارد ، و ليكن آنچه را كه از پيامبر ( ٦ ) و امامان ( : ) پيرامون حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ، غيبت و ظهور ايشان - كه پس از ترديد اكثر مردم و بازگشت آنها از اعتقاد به آن حضرت واقع ميشود -