فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٨
اگر چيزى از امر وى برايتان مشتبه شد [ بدانيد كه ] پروردگارتان يك چشم نيست . دجال بر الاغى كه فاصلهى ميان دو گوش آن به اندازهى يك ميل است خارج ميشود ، او در حالى خروج ميكند كه بهشتي ، دوزخى و كوهى از نان و چشمهاى را با خود به همراه دارد ، بيشترين پيروان او را يهوديان ، زنان و اعراب تشكيل ميدهند . او در تمامى آفاق زمين - به جز مكه و دو حومهى آن و مدينه و دو حومهى آن - وارد ميشود . »
پيشتر رد ما بر مضمون اين گزارش گذشت .
غرض ما از نقل اين حديث آن است كه بدانيد اهلسنت به دجال و طول عمر وى معتقدند ، در حالى كه طول عمر امام زمان ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را انكار ميكنند ! شيخ صدوق ( رحمه الله ) پس از نقل اين روايت ميفرمايد :
« كسانى كه عناد ميورزند و به تكذيب [ حقايق ] ميپردازند اين روايت را پذيرفته ، آن را دربارهى دجال ، غيبت وي ، طول مدت درنگ و خروج او در آخرالزمان نقل ميكنند ، حال آنكه امام قائم ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ، غيبت طولانى و ظهور ايشان را كه در آن ، عدل و داد را در زمين آن گونه كه از ظلم و جور پر شده است فراگير ميسازد ، بر نميتابند ، و اين با وجود تصريحاتى است كه رسولخدا ( ٦ ) و امامان ( : ) دربارهى نام و نسب آن حضرت ، غيبت و طولانى بودن دوران آن ، داشتهاند . آنان با اين كار در صدد خاموش كردن نور خداوند عزوجل و نيز باطل نمودن امر ولى خدا هستند ، در حالى كه خداوند ابا كرده مگر آن كه نور خود را تمام كند ، گرچه كافران را خوش نيايد . آنان در راستاى باطل ساختن امر حضرت حجت ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) بيشتر چنين استدلال نموده و گويند : ما اين اخبارى را كه شما در مورد مهدى داريد نه ميشناسيم و نه روايت ميكنيم . اين همان سخن ملحدان ، براهمه ، يهوديان ، مسيحيان و مجوسيان است كه نبوت پيامبر ( ٦ ) را انكار نموده ، ميگويند : هيچ يك از معجزات و دلائلى كه براى صدق ادعاى نبوت پيامبرتان ميآوريد را نه ميشناسيم و نه روايت ميكنيم ، و لذا به عدم صحت ادعاى او معتقديم . حال اگر دليل سنيان ما را ملزم سازد ، دليل اين طوائف - كه تعدادشان از سنيان بيشتر است - نيز بايد براى سنيان الزام آور باشد !
ديگر از سخنان سنيها آن است كه گويند : در عقول ما نميگنجد كه شخصى در زمان ما