فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٥
ميكنند در حالى كه در بالاترين شرايط آبادانى است . دجال به سمت آن ميآيد ولى بر هر درى از آن فرشتهاى با شمشيرى آخته ميبيند ، لذا وارد آن نميشود . » ( ١ ) ( ١ ) . مشابه آن در المصنف ابن ابى شيبه ١٥ / ١٤٠ ، مسند احمد ٤ / ٣٣٨ و المستدرك حاكم ٤ / ٤٢٧
بخارى در ٨ / ١٠١ از عبداللهبنعمر روايت ميكند كه پيامبر ( ٦ ) گفتار او و پدرش را در اين باره كه دجال به دنيا آمده ، تصديق ميكند ، و حضرت خود او را در كنار كعبه ديده است ، آن حضرت ميگويد : « در حالى كه به طواف كعبه مشغول بودم مردى گندمگون با موهايى نرم و انبوه كه از سر او آب ميچكيد - و يا ميريخت - را ديدم ، پرسيدم : او كيست ؟ گفتند : عيسى بن مريم ، آنگاه رفتم و يكباره مردى درشت هيكل ، سرخ ، با موهايى مجعّد و يك چشم ديدم ، گويا چشم او مانند انگورى كه بر روى آب افتاده بود ، آنان گفتند : اين دجال است ! و شبيهترين مردم به او ابن قطن مردى از خزاعه است . » ( ٢ ) ( ٢ ) . در ٧ / ٥٨ ، ٥ / ١٢٦ و ٨ / ٧٢ آن را مسيح دجال مينامد .
٧ . نزد ما تمامى احاديث اهلسنت پيرامون دجال مردود است و آنان نيز بايست آنها را رد كنند ، زيرا خود صحيح ميدانند كه فتنهى پيشوايان گمراهى سختترين فتنههاست ! از سويى عقل اين مطلب را كه خداوند عزوجل به دشمنش دجال همانند پيامبران ( : ) معجزه و قدرت زنده نمودن مردگان را عطا كند ، محال ميداند .
٨ . سنيان حديث صحيحى را كه با سخن اهلبيت ( : ) موافقت دارد ، نقل ميكنند و ليكن در عمل با آن مخالفت مينمايند !
بخارى در صحيح خود ٨ / ١٠١ از مغيرة بن شعبه نقل ميكند كه از رسولخدا ( ٦ ) دربارهى دجال پرسيد و آن حضرت فرمودند : « چه چيزى از او به تو آسيب ميرساند ؟ گفتم : مردم ميگويند : او به همراه خود كوهى از نان وچشمهاى دارد ! ايشان فرمودند : او نزد خدا بيارزشتر از آن است . » ( ٣ ) ( ٣ ) . و نيز مسند احمد ٤ / ٢٥٢ ، الفتن ابنحماد ٢ / ٥٥٢ ، المصنف ابن ابى شيبه ٨ / ٦٤٧ و صحيح مسلم
٦ / ١٧٧ و ٨ / ٢٠٠
اين حديث تمامى بزرگ سازيهاى بخارى و ديگران پيرامون دجال را تكذيب كرده ، و انگشت اتهام را بر روى آن دسته از صحابه كه تحت تأثير يهود بودند و دربارهى دجال