فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٣٩
شدم ، فرمايش حضرت امير ( ٧ ) در خطبهايست كه در آن پيشگويى ميكنند ، با اشاره به قرامطه ميفرمايند : آنها ادّعاى محبت و دوستى ما را دارند ، ولى بغض و دشمنى ما را مخفى ميكنند . نشانهى آن اين است كه وارثان ما را ميكشند و جوانان ما را رها ميكنند .
آنچه امام ( ٧ ) از آن خبر دادهاند واقع شده است ، و قرمطيان بسيارى از آل ابو طالب ( ٧ )
را كشتند .
در همين سخنراني ، ايشان به اسطوانهاى در مسجد كوفه كه بدان تكيه ميدادند اشاره كردند و فرمودند : گويا حجر الاسود را ميبينم كه در اينجا نصب شده است ، واى بر آنان ، فضيلت حجر به خودى خود نيست ، بلكه به خاطر موضع و پايهايست كه در آن قرار دارد . مدّتى در اينجا و برههاى در آنجا ميماند - و به بحرين اشاره كردند - ، سپس به مأوى و جايگاه خود بر ميگردد .
و همان گونه كه ايشان فرمودند بر سر حجر الاسود آمد . »
امام ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ابتدا در نجف نزول اجلال ميكنند
در احاديث آمده كه امام مهدي ( ٧ ) وقتى وارد عراق ميشود ، به نجف ميرود ، و بعد آهنگ مسجد سهله ميكند . در فصل دوازدهم حديث كامل الزيارات / ١١٩ و نيز تفسير عياشى ٢ / ٥٦
در رابطه با نصرت امام ( ٧ ) توسط فرشتگان را آورديم .
بحار ٥٢ / ٣٠٨ از كابلى از امام باقر ( ٧ ) روايت ميكند : « قائم در مكه بر اساس كتاب خدا و سنّت رسولش ( ٦ ) بيعت ميپذيرد ، و شخصى را بر آن ميگمارد و خود متوجّه مدينه ميشود . به ايشان خبر ميرسد كه كارگزارش كشته شده ، پس باز ميگردد و جنگجويان را ميكشد ، و بيش از اين كارى انجام نميدهد . آنگاه ميرود و بين دو مسجد مردم را به كتاب خدا ، سنّت رسولش ( ٦ ) ، ولايت على بن ابى طالب و بيزارى از دشمن او
فرا ميخواند . به بيداء كه ميرسد ، لشكر سفيانى به سوى آنان ميآيد ، ولى خداوند آنان را
به زمين فرو ميبرد . »
دلائل الامامة / ٢٤٣ از اميرالمؤمنين ( ٧ ) نقل ميكند : « گويا او را ميبينم كه سوار بر اسبى -