فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٣٧
امام ( ٧ ) وارد عراق ميشوند ، و سه گروه در آن اختلاف كردهاند
بنابر روايات ، ايشان در حالى وارد عراق ميشوند كه سه گروه در آن وجود دارد ؛ يكى مؤيد ايشان ، ديگرى با سفيانى و سومى هم شايد علناً رويكرد غرب گرايى دارد .
ارشاد / ٣٦٢ از عمرو بن شمر از امام باقر ( ٧ ) نقل ميكند : « مهدى داخل عراق ميشود . آنجا سه پرچم خواهند بود كه با يكديگر اختلاف دارند . عراق براى ايشان آرام ميگردد . ايشان ميآيد و بر فراز منبر قرار ميگيرد . از شدّت گريه مردم نميفهمند چه ميفرمايد . دومين جمعه كه فرا ميرسد مردم از ايشان درخواست ميكنند روز جمعه بر آنان نماز گزارد . حضرت هم فرمان ميدهند در جهت نجف مسجدى بنا كنند و آنجا با ايشان نماز ميخوانند . آنگاه به كسى دستور ميدهند كه از پشت مشهد امامحسين ( ٧ ) نهرى بكند كه به غريين جارى شود ، تا آب به نجف برسد ، و بر دهانهى آن پلها و آسيابها بسازد . گويا پيرزنى را ميبينم كه سبدى از گندم بر سر دارد و به سوى آسيابها ميآيد و بدون پرداخت كرايه
آن را آرد ميكند . »
غيبت شيخ طوسى / ٢٨٠ از ثابت از امام باقر ( ٧ ) روايت ميكند : « مهدى وارد كوفه ميشود . . . سخنرانى ميكند ولى به جهت شدّت گريه مردم نميفهمند ايشان چه ميفرمايد ، و اين همان فرمودهى رسولخدا ( ٦ ) است : گويا حسنى و حسينى را ميبينم كه لشكرها را رهبرى ميكنند . پس حسنى آن را تسليم حسينى [ امام مهدي ( ٧ ) ] ميكند و با او بيعت ميكنند .
چون دومين جمعه فرا رسد مردم گويند : اى پسر رسولخدا ! نماز پشت سر شما به نماز پشت سر رسولخدا ( ٦ ) ميماند ، و مسجد گنجايش همهى ما را ندارد ، ايشان ميفرمايد : من مطلوب شمايم ، آنگاه به غرى ميرود و مسجدى محكم بنا ميكند كه هزار در دارد و مردم را در خود ميگنجاند . ايشان كسى را ميفرستد كه پشت قبر امامحسين ( ٧ ) نهرى حفر كند كه تا غريين جريان يابد و در نجف بريزد ، و بر دهانهى آن پلها و در مسير آن آسيابها بنا كند . گويا پيرزنى را ميبينم كه سبدى گندم بر روى سر دارد و آن را بدون
پرداخت كرايه آرد ميكند . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز روضة الواعظين ٢ / ٢٦٣ ، اعلام الورى / ٤٣٠ ، كشف الغمة ٣ / ٢٥٣ ، المستجاد / ٥٥٤ و بحار ٥٢ / ٣٣٠ و ١٠٠ / ٣٨٥