فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٥
تمامى آراء ندارد ، چرا كه مؤلفان اسفار هنگامى كه دربارهى او سخن ميگويند ، از اينكه او را مشيحى دنيوى كه يهوه او را مسح نموده و يا به عبارتى ديگر پادشاهى از نسل داود كه اقداماتى سياسى و لشكرى انجام ميدهد ، تا به يارى خداوند سرزمين را آزاد سازد و موجبات شكوفايى آن را فراهم آورد ببينند ، خوددارى ميكنند . »
نگارنده : اين تحليل از آنِ روشنفكران غربى است ، و ليكن نظر صحيح همان است كه پيش از اين گذشت . پيامبران يهود ، آنان را پس از مسيح به دو مسيح بشارت دادهاند : مسيح هدايت و مسيح گمراهي ، مسيح هدايت حضرت عيسي ( ٧ ) است كه با كشيدن دست شفا ميدهد ، و مسيح گمراهى همان دجال موعود است كه آخرين پيشواى ضلالت بوده و در مقابل مهدى موعود ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) قيام خواهد كرد .
و اگر بشارت آنان به بعد از زمان حضرت عيسي ( ٧ ) بازگردد ، مقصود از مسيح هدايت رسولخدا ( ٦ ) خواهد بود ، زيرا ايشان نيز به مانند مسيح با كشيدن دست شفا ميدهند .
اعتقاد به دجال نزد دستگاه خلافت ، كانون اسرائيليات !
١ . احاديث سنيان پيرامون دجال در عين فراوانى داراى تضادها و تناقضهاست ، جالب آنكه تمام آنها نزد ايشان صحيح است ! عمدهى اصول احاديثِ اين موضوع ، به كعبالاحبار ، عمر بن خطاب و تميم دارى بازگشت ميكند ! اهلسنت از آنجا كه اين روايات بر اساس مبانى شان صحيح است ، آنها را با تمام خرافات و تناقضاتش پذيرفتهاند ، و بدين صورت بدعت نزد آنان به دين تبديل شد ، و آنها آن را به اسلام و پيامبر ( ٦ ) نسبت دادند !
كعبالاحبار به آنان گفت : دجال در يكى از جزاير يمن محبوس است ، تميم دارى گفت : در جزيره اى در بحر متوسط ، عمر هم گفت : او در مدينه متولد شده و وى او را ديده است . اهلسنت همه را تصديق كردند !
٢ . آنان با رسولخدا ( ٦ ) مخالفت نمودند و دجال را خطرناكتر از پيشوايان ضلالت عنوان كردند ! اين در حالى است كه خود ، با اسنادى صحيح روايت ميكنند كه رهبران گمراهى خطرى بيش از دجال دارند ، و سخن حذيفه به آن مرد عرب بيابانى - كه شتابان آمد و دربارهى دجال