فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٣٥
به شما را داريم ، نظر شما چيست ؟ ايشان نامهها را بر زمين زدند و فرمودند : اف ، اف ، ( ١ ) ( ١ ) . ادات بيان اندوه و خستگي
من امام اينان نيستم ، آيا ندانستند تنها او [ قائم ] سفيانى را ميكشد ؟ »
رجال كشى / ٣٥٣ مشابه همين جريان را نقل ميكند و حضرت طبق آن نقل ميفرمايد :
« من امام اينان نيستم ، آيا ندانستند صاحبشان سفيانى است ؟ »
نگارنده : ميبايست به فشارهايى كه امامان ( : ) - از ناحيهى شيعيان و نيز كسانى كه در حكومت طمع داشتند - با آن مواجه بودند توجّه داشت ، يعنى همان كسانى كه به دنبال اجازهى ائمه ( : ) بودند تا به نام ايشان به صحنهى سياست پا گذارند و قيام كنند ، با اين بهانه كه پيامبر ( ٦ ) آنان را به حضرت مهدي ( ٧ ) و دولت ايشان بشارت دادهاند !
امامان ( : ) نيز دست رد بر سينهى اينان ميزدند و بيان ميداشتند كه يكى از شروط ظهور امام مهدي ( ٧ ) خروج سفيانى قبل از ايشان است .
تأثير روايات مربوط به سفيانى بر پيروان بنى اميه
طبيعى است كه امويان و اتباع آنان پس از سقوط و زوال حكومت خود ، روايات سفيانى را براى خود به كار گيرند ، با اين بهانه كه پيامبر ( ٦ ) از ظهور چنين حاكم قدرتمندى خبر داده است ، و صد البته كه ملعون و متجاوز بودن سفيانى براى آنان اهميتى ندارد !
از اين رو ميبينيم تعدادى از شخصيتهاى بنى اميه و ديگران به اين ادّعا كه سفيانى موعود هستند برخاستند و بر ضد عبّاسيان قيام كردند ، برخى از آنها هم ، پيروان و جنگجويانى داشتند !
كتاب خطط الشام ١ / ١٥٤ قيامهايى را به نام سفيانى ذكر ميكند ، از جمله : قيام على بن عبدالله بن خالد بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان كه او را ابو عميطر ميگفتند و به سال ١٩٥ و در خلافت امين ، در شام خروج كرد . ديگرى قيام سعيد بن خالد اموى پس از ابو عميطر است . ديگر نهضت مبرقع به سال ٢٢٧ و در شام ، در دوران خلافت معتصم .
همو در ٢ / ١٨٥ قيام عثمان بن ثقاله را نام ميبرد كه در عجلون اردن و به سال ٨١٦ خروج كرد و مدّعى شد سفيانى موعود است .