فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٢٣
گفته شد : يا اميرالمؤمنين ! كدام نشانه ؟ فرمودند : زلزلهاى در شام كه در آن بيش از صد هزار نفر به هلاكت رسند ، خداوند آن را رحمتى براى مؤمنان و عذابى براى كافران قرار ميدهد . هنگامى كه رخ داد ، به صاحبان اسبان ابلق [ كه گوش يا دم آنها ] بريده [ يا كوتاه است ] ( ١ ) ( ١ ) . اين عبارت وصفى براى وسائل سوارى اهل مغرب يا غربيان است .
و پرچمهاى زردى كه از مغرب ميآيند تا آنكه وارد شام شوند ، نظر كنيد . اين زمانى است كه جزع اكبر و مرگ سرخ رخ دهد . هنگامى كه چنين شد ، بنگريد به منطقهاى از دمشق به نام حرستا كه در زمين فرو ميرود . آن هنگام پسر زن خورندهى جگرها [ سفيانى ] از وادى يابس ( ٢ ) ( ٢ ) . از حوران تا اردن و نابلس در فلسطين
خارج ميشود و بر منبر دمشق مينشيند . زمانى كه اين امر رخ داد منتظر خروج مهدى باشيد . » ( ٣ ) ( ٣ ) . نظير آن غيبت شيخ طوسى / ٢٧٧ ، العدد القوية / ٧٦ ، منتخب الانوار / ٢٩ ، اثبات الهداة ٣ / ٧٣٠ و بحار
٥٢ / ٢١٦
البدء و التاريخ ٢ / ١٧٧ مينويسد : « از جمله اخبارى كه از حضرت على بن ابى طالب ( ٧ ) دربارهى فتنههاى شام رسيده اين است : در پى آن واقعه ، پسر زن خورندهى جگرها خروج ميكند تا بر منبر دمشق مستولى شود . در آن هنگام منتظر خروج مهدى باشيد .
برخى از مردم [ در تفسير اين سخن ] گويند : اين مطلب واقع شده و همان خروج زياد بن عبدالله بن خالد بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان در حلب است . آنان جامههاى سفيد پوشيدند ، بيرقهايشان سفيد بود و ادّعاى خلافت داشتند . پس ابو العباس عبدالله
[ بن محمد ] بن على بن عبدالله بن عباس ، ابو جعفر [ منصور دوانيقي ] را به سوى آنها فرستاد كه آنان را از دم به هلاكت رساند . برخى ديگر ميپندارند اين موعودى كه در بالا ذكر شد ، صفتى دارد كه در زياد بن عبدالله موجود نبود ، آنان گويند : اين شخص از نسل يزيد بن معاويه و آبله روست و در چشمش نقطهى سفيدى دارد . او در دمشق خروج ميكند و سوارگان و پاره لشكرهايش در بيابان و دريا ميروند ، شكمهاى زنان باردار را ميشكافند ، مردم را با ارّه تكه تكه ميكنند و در ديگها ميپزند . او لشكرى را به مدينه گسيل ميدارد . آنان هم ميكشند ، به اسارت ميگيرند و به آتش ميكشند ، قبر رسولخدا ( ٦ ) و حضرت فاطمه ( ٣ ) را نبش ميكنند ،