فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٢
خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد ، مگر آنكه امتش را از دجال بر حذر داشت ، نوح و پيامبران پس از وى امت خود را از او بر حذر داشتند . او در ميان شما خروج ميكند ، هر چه دربارهى او برايتان پوشيده باشد اين مطلب پوشيده نيست كه پروردگارتان يك چشم نيست - و اين را سه بار گفتند - ، در حالى كه چشم راست دجال كور است و به انگورى ميماند كه بر روى آب آمده باشد .
بدانيد ، خداوند بر شما [ براى هميشه ، ريختن ] خون و [ تصرف در ] مال يكديگر را حرام كرده است ، آن چنان كه [ ريختن خون و تصرف در مال ] در اين روز ، در اين سرزمين و در اين ماه حرام است . آيا رساندم ؟
گفتند : آري ، فرمود : خدايا ! تو گواه باش - و اين عبارت را سه مرتبه فرمودند - [ و ادامه دادند : ] واى بر شما - و يا بدا به حالتان [ ترديد از راوى است ] - ، مراقب باشيد كه پس از من به كفر باز نگرديد كه برخى گردن برخى ديگر را بزنند . » ( ١ ) ( ١ ) . مشابه آن در مسند احمد ٢ / ١٣٥ ، مجمع الزوائد ٧ / ٣٣٨ - وى آن را صحيح ميشمارد - المعجم الكبير ١٢ / ٢٧٥ ، مسند ابو يعلى ٩ / ٤٣٥ و تاريخ مدينة دمشق ٤٥ / ٣٢٤
معناى اين مطلب آن است كه احاديث پيرامون دجال در حجةالوداع يعنى نزديك وفات پيامبر ( ٦ ) منتشر بوده است ، و چه بسا آن عربهاى بيابانى در همين برهه خدمت آن حضرت ميرسيدند ، و شايد به هراس افتادن سوده توسط عايشه و حفصه نيز در اين برهه بوده است ، و نيز گفتار برخى صحابه ، مانند كلام عبدالله بن حرث بن جزء ، وى ميگويد : « ما هيچ ترس و بيم و لرزهاى را در مدينه احساس نميكرديم ، مگر آنكه ميپنداشتيم همان دجال است ، اين به خاطر آن بود كه رسولخدا ( ٦ ) براى ما از او سخن ميگفت و [ دوران ] ما را به دوران او نزديك قلمداد ميكرد . » ( ٢ ) ( ٢ ) . مجمع الزوائد ٧ / ٣٣٦
بر اين اساس هيچ استبعادى ندارد كه انتشار قرب خروج دجال ، از ابزارى باشد كه يهوديان و طلقاء ، در دو ماه پايانى زندگانى پيامبر ( ٦ ) و با هدف سيطره بر حكومت پس از ايشان
به كار بستهاند .
٧ . يهوديان حضرت مسيح ( ٧ ) را دجال ناميدند و راويان وابسته به دستگاه سلطه نيز از آنها