فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٨
وَالأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ ( ١ ) ( ١ ) . سورهى غافر / ٥٧
، قطعاً آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [ و شكوهمندتر ] از آفرينش مردم است ، روايت كرده است : يهوديان ميگويند : در آخرالزمان پادشاهى از ميان ما خواهد آمد كه دريا تا دو زانوى اوست و ابر نزديك سرش ، پرنده را در ميان آسمان و زمين ميگيرد ، كوهى از نان و چشمهاى با خود به همراه دارد . پس اين آيه نازل شد . »
سيد ابن طاووس در اقبال الاعمال ٢ / ٣١٩ جريان مناظره و گفتگوى پيامبر ( ٦ ) با علماى نجران را نقل كرده ، مينويسد : « يكى از آنان كه حارثه نام داشت ، مسلمان شد و به نجرانيان گفت : اى قوم ! شما را بر حذر ميدارم از اينكه يهوديانى را كه پيش از شما بودند اسوه و الگو قرار دهيد ، آنان به دو مسيح هشدار داده شدند : مسيح هدايت و مسيح ضلالت ، و براى هر كدام نشانه و علامتى قرار داده شد . آنها مسيح هدايت را انكار كرده ، تكذيب نمودند و به مسيح ضلالت كه دجال بود ايمان آوردند و انتظارش را ميكشيدند ، در فتنه غوطه خوردند و بر تازه مولود آن سوار شدند . پيش از آن نيز كتاب خدا را پشت سرشان انداختند ، و پيامبران او و بندگانى را كه بر پا دارندگان عدالت بودند كشتند ، پس خداوند عزوجل پس از آنكه بر آنان اتمام حجت كرد ، بصيرت را از آنها سلب نمود و اين به خاطر اعمال خود آنان بود . و به جهت ظلم و جورى كه روا ميداشتند پادشاهى را از آنان گرفت و به ذلت و خوارى دچارشان كرد . »
در اين روايت آمده است كه بزرگ آنها كه عاقب نام داشت گفتار حارثه را انكار نكرد ، بلكه صرفاً نسبت به تطبيق مسيح هدايت بر رسولخدا ( ٦ ) اعتراض كرد . معناى اين سخن آن است كه عاقب به بشارتى نبوى كه نزد آنان نسبت به پيامبر و دجالى وجود داشته ، اذعان داشته است و خواهد آمد كه آنان مسيح ( ٧ ) را مشيح [ كسى كه چيزى را لمس ميكند ] و مجدّف [ كسى كه داد و فرياد ميكند ] ناميدند و مقصودشان آن است كه او - پناه بر خدا - مسيح ضلالت و دجال است .
طبرى در تاريخ ١ / ١٢ مينويسد : « مسيحيان يونانى چنين پنداشتند كه يهوديان سالهاى ما بين تاريخ خود و تاريخ مسيحيان را كاستهاند تا پيامبرى عيسى بن مريم ( ٧ ) را انكار كنند ، زيرا صفت و وقت مبعث وى در تورات مشخص بوده است . آنان گفتند : هنوز آن