فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٥٧
عراق . نشانهى آنها اين است كه فرزند دار نميشوند . »
اين سخن اينان برگرفته از يهوديان و مسيحيان است .
امامان را انكار كردند ، اما ابدال را پذيرفتند !
سنّيان از اعتقاد امامت ربّانى امامان گريختند ، ليكن چنين باورى را در مورد ابدال پذيرفتند ! آنان ابدال را گروهى مختار ميدانند كه در هر عصرى حضور دارند و هرگاه يكى از آنان بميرد ، خداوند كسى ديگر را جايگزين ميكند . ديگر آنكه آنها را سبب نزول رزق ، باران و نصر الهى ميدانند !
آنان با اين اعتقاد ، گماردن منظومهاى از پيشوايانى كه خدا نگمارده است را بر او واجب كرده ، آنان را جانشينان پيامبر ( ٦ ) و واسطههاى رحمت قرار دادهاند ! و بر خدا لازم دانستهاند مقام آنان را به هركسى بدهد ، البته مشروط به اينكه عرب نباشد !
آنان گمان ميكنند هركس هر روز بگويد : اللّهمّ ارحم أمّة محمد ، از ابدال و خليفهى پيامبر ( ٦ ) خواهد بود و امّت به خاطر او روزى خورده ، يارى و احياء ميگردد !
عجلونى در كشف الخفاء ١ / ٢٨ مينويسد : « فائده : ابدال نشانههايى دارند ، از جمله در حديث مرفوعى آمده است : سه خصلت در هر كسى باشد از ابدال است ؛ رضايت به قضا ، صبر در مقابل محرّمات و خشم به خاطر خدا . ديگر آنكه از معروف كرخى نقل شده است كه هر كسى هر روز بگويد : اللهم ارحم أمة محمد ، خدا او را در زمرهى ابدال بنويسد . ابو نعيم اين سخن را در حلية الاولياء اين گونه نقل ميكند : هركس روزى ده بار بگويد :
اللّهمّ أصلح أمّة محمد ، اللّهمّ فرّج عن أمّة محمد ، اللّهمّ ارحم أمّة محمد ، نامش در ابدال ثبت شود . ديگر آنكه از برخى نقل شده است كه علامت ابدال آن است كه فرزند دار نميشوند . »
شگفت آنكه اهل سنّت منظومهى امامان ربانى از عترت پاك پيامبر ( ٦ ) را كه احاديث پيرامون آنان صحيح و متواتر است نپذيرفتند ، ولى به ابدال و اولياء كه احاديث در رابطهى با آنها بسيار محدود است اعتقاد آوردند !
ابن تيميه متوجّه لوازم اعتقاد به ابدال شده و لذا به انكار آن پرداخته است ، همان سان كه دريافته حديث شريف أنا مدينة العلم و على بابها ، محلّ دريافت دين را در اميرالمؤمنين ( ٧ )