فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٣١
خدا راهنمايى مينمايد ، سپس پسر او حسن بن على كه صامت و امين سرّ خداست ، و بعد از او هم پسرش محمد بن حسن مهدى كه فرمان خدا را به پا ميدارد .
در ادامه فرمودند : اى سلمان ! تو و كسى كه مانند تو باشد و آنكه او را به معرفت حقيقى ولى خود قرار دهد ، او را درك خواهيد نمود .
پس شكر خدا را به جا آوردم و گفتم : آيا تا دوران او زنده خواهم ماند ؟ ايشان فرمودند :
اى سلمان ! بخوان : فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَفْعُولاً . ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى اسراء / ٦ - ٥
پس آنگاه كه وعدهى [ تحقّق ] نخستين آن دو فرا رسد ، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما ميگماريم ، تا ميان خانهها به جستجو درآيند ، و اين تهديد تحقّق يافتنى است . پس [ از چندى ] دوباره شما را باز گردانده بر آنان چيره ميكنيم ، و شما را با اموال و پسران يارى ميدهيم و [ تعداد ] نفرات شما را بيشتر ميگردانيم .
در اين هنگام اشتياقم بيشتر شد ، اشكم شدّت گرفت و گفتم : اى پيامبر خدا ! آيا شما هم حضور خواهيد داشت ؟ فرمودند : آري ، سوگند به خدايى كه مرا به حق فرستاد ، من و على و فاطمه و حسن و حسين و آن نه تن حضور داريم ، و نيز هركسى كه از ما و با ماست و به خاطر ما ستم ديده است ، و به خدا قسم ابليس و لشكريانش حاضر ميشوند ، هركه ايمان و يا كفرش خالص است نيز حضور مييابد تا قصاصها و خونها ادا شود و پروردگارت به هيچ كسى ستم نميكند ، و اين تأويل اين آيه است : وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرض وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ . وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأرض وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ ، ( ٢ ) ( ٢ ) . سورهى قصص / ٦ - ٥
و خواستيم بر كسانى كه در آن زمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان گردانيم ، و ايشان را وارثان قرار دهيم . و در زمين قدرتشان دهيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند ، بنمايانيم .
در اين هنگام برخاستم و باكى نداشتم كه من به سراغ مرگ روم و يا او به سراغ من آيد . »