فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٢٧
نمييابند تا آنكه نزد خود امام باز گردند . من از سخن ايشان آگاهم . »
كمال الدين ٢ / ٦٧٢ از مفضل بن عمر از آن حضرت روايت مينمايد : « گويا قائم را ميبينم كه بر منبر كوفه قرار دارد و بر گرد ايشان سيصد و سيزده مرد به تعداد اهل بدر - كه پرچمداران و حاكمان خدا بر خلق او در زمين هستند - حضور دارند . ايشان نوشتهاى از رداى خود بيرون ميآورند كه با مهرى طلائى مهر شده و پيمانى از رسولخدا ( ٦ ) است . پس مردم به مانند چارپايان گنگ از گرد ايشان پراكنده ميشوند ، و فقط وزير و يازده نقيب باقى ميمانند همان گونه كه با موسى بن عمران ( ٧ ) باقى ماندند . آنان در زمين ميگردند ولى جاى ديگرى را نمييابند و لذا نزد آن حضرت باز ميگردند . به خدا سوگند كه من آن سخنى را كه به آنها ميگويد و آنها آن را انكار ميكنند ميدانم . »
بحار الانوار ٥٢ / ٣٨٩ از ابو بصير از امام باقر ( ٧ ) : « قائم ( ٧ ) احكامى صادر ميكند كه برخى ياران - كه در حضور آن حضرت شمشير زدهاند - آن را نادرست ميشمارند ، و حكم ايشان همان حكم آدم ( ٧ ) است . پس آنها را جلو آورده گردن ميزند .
آنگاه دوباره و به حكم داود ( ٧ ) حكم ميكند و گروهى ديگر - كه در حضور ايشان شمشير زدهاند - منكر ميشوند . آنان را نيز جلو آورده گردن ميزند .
سپس براى بار سوم و به حكم ابراهيم ( ٧ ) حكم كرده و با انكار گروهى ديگر - كه در حضورش شمشير زدهاند - مواجه ميشود . آنان را نيز جلو آورده گردن ميزند .
آنگاه براى چهارمين بار و به حكم حضرت محمد ( ٦ ) حكم ميكند ، و هيچ كسى آن را نادرست نميشمارد . »
نگارنده : اگر اين روايت صحيح باشد ، اين امر براى آزمودن ميزان يقين و فرمانبردارى ياران است تا بدين وسيله كسى كه ايشان را مهدى و رهنمون شدهى از جانب پروردگار ميداند و معتقد است ايشان چونان جدّش رسولخدا ( ٦ ) از روى هوى سخن نميگويد ، شناخته شود . اين رخداد در عراق و در مرحلهى دوم يا سوم حركت امام ( ٧ ) در آنجا خواهد بود .
معناى اينكه ايشان به مانند داود حكم ميكند آن است كه بر اساس حقيقت - و واقعى كه داود ( ٧ ) از خداوند خواست تا به او بنماياند و خدا هم نمونهاى از آن را به او نشان داد ولى فرمان داد