فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤١٩
به بيداء كه ميرسد لشكر سفيانى به مقابله ميآيد . پس خداوند زمين را فرمان ميدهد و از زير قدمهايشان آنها را ميگيرد و اين همان سخن خداست : وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيب ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى سبأ / ٥٣ - ٥١
و اى كاش ميديدى هنگامى را كه آنان وحشت زدهاند ، پس گريزى نمانده است و از جايى نزديك گرفتار آمدهاند ، وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ ، و گفتند : به او ايمان آورديم ؛ مقصود آن است كه به قائم آل محمد ايمان آوردند ، وَقَدْ كَفَرُوا بِه ، و حال آنكه به او كافر شده بودند ؛ يعنى به قائم آل محمد ، تا آخر سوره .
از آنها تنها دو نفر باقى ميمانند كه از [ قبيلهى ] مرادند و وتر و وتير ناميده ميشوند . صورتشان به پشت برگشته و به عقب عقب راه ميروند و آنچه را كه بر سر رفيقانشان آمده است به مردم ميگويند .
سپس آن حضرت به مدينه ميروند . قريشيان خود را از ايشان مخفى ميكنند ، و اين همان فرمودهى على بن ابى طالب ( ٧ ) است : به خدا قسم قريش آرزو ميكند كه اى كاش تمام دارائى خود و هر آنچه خورشيد بر آن تابيده و غروب كرده را ميداد و من به اندازهى زمان كشتن شترى نزد آنها بودم .
آنگاه كارى انجام ميدهد كه قريشيان ميگويند : ما را به نبرد اين طاغوت ببريد ، به خدا قسم اگر محمدى بود چنين كارى نميكرد ، اگر علوى بود چنين نميكرد ، اگر فاطمى بود اين كار را انجام نميداد . پس خداوند كتفهاى آنها را در اختيار او قرار ميدهد [ و او را بر آنها مسلّط ميگرداند ] ، و جنگجويان را كشته فرزندان را اسير خواهد كرد .
سپس ميرود و در شقره ( ٢ ) ( ٢ ) . بيرون مدينه به سمت عراق
فرود ميآيد . پس خبر ميرسد كه عامل آن حضرت را به قتل رساندهاند و ايشان ميآيد و چنان ميكشد كه كشتار حرّه در مقابل آن چيزى نيست .
سپس ميآيد و مردم را به كتاب خدا ، سنت پيامبر ( ٦ ) ، ولايت حضرت امير ( ٧ ) و بيزارى جستن از دشمنانش دعوت ميكند . چون به ثعلبيه ( ٣ ) ( ٣ ) . ميان عراق و حجاز
ميرسد ، مردى از نسل پدرش [ از بنى هاشم ] كه پس از آن حضرت يكى از نيرومندترين ترين و قوى دلترين مردم است صدا