فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤١١
شام و عراق را در خود گنجانده است :
« اى جابر ! در خانهات بنشين و هيچ تحرّكى از خود نشان نده تا زمانى كه نشانههايى كه برايت ميگويم در طول يك سال ببيني ، و بنگرى مناديى در دمشق ندا ميكند ، زمين در يكى از مناطق آن فرو ميرود و قطعهاى از مسجد آن سقوط ميكند .
هنگامى كه ديدى تركان از آن عبور كردند و در جزيره فرود آمدند ، روميان آمدند و و در رمله وارد شدند ، آن سال ، سال اختلاف در تمامى سرزمينهاى اعراب است . اهل شام در آن زمان اختلاف ميكنند و به سه پرچم [ و گروه ] تقسيم ميشوند ؛ اصهب ( ١ ) ( ١ ) . نامى از نامهاى شير است و بر زرد رو نيز اطلاق ميشود .
، ابقع ( ٢ ) ( ٢ ) . كسى كه صورتش لكه دارد .
و سفياني .
مُضر همراه بنى ذنب الحمار خواهند بود ، و [ بنى ] كلب كه داييهاى سفيانى هستند با او . او و همراهانش بر بنى ذنب الحمار غالب شده آنان را به طورى كه سابقه نداشته خواهند كشت . مردى از بنى ذنب الحمار به دمشق ميآيد و خود و همراهانش به طورى بى سابقه به قتل خواهند رسيد . اين آيهايست كه خداوند ميفرمايد : فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ ، ( ٣ ) ( ٣ ) . سورهى مريم / ٣٧
گروهها با هم اختلاف كردند ، پس واى بر كافران به هنگام حضور در آن روز بزرگ .
سفيانى و همراهانش ميآيند و تنها مقصودشان خاندان پيامبر ( ٦ ) و شيعيان آنهاست . او لشكرى به كوفه ميفرستد و مردمانى از شيعيان آل محمد را ميكشد و به دار ميآويزد . پرچمى از خراسان رو ميكند و بر ساحل دجله فرود ميآيد . مردى ضعيف از مَوالى با پيروانش خروج ميكند و در پشت كوفه به هلاكت ميرسند . سفيانى لشكرى را به مدينه گسيل ميدارد و آنان مردى را در آنجا ميكشند ، و مهدى و منصور از آنجا ميگريزند . آنها كوچك و بزرگ خاندان پيامبر ( ٦ ) را ميگيرند و اسير ميكنند . لشكر به دنبال آن دو [ مهدى و منصور ، از مدينه ] بيرون ميرود ، و مهدى به مانند موسى هراسان و نگران ميرود تا آنكه وارد مكه ميشود .
لشكر سفيانى ميآيند تا به بيداء ميرسند ، آنها كه لشكر هملات هستند در زمين