فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٣٩٦
ظهور ميكند ، همان زمان كه اگر كسى بگويد الله الله به قتل ميرسد . پس خداوند تعالى قومى را كه چونان ابرها پراكندهاند براى مهدى گرد هم ميآورد و ميان دلهايشان الفت ايجاد ميكند . آنان از كسى نميهراسند و اگر كسى در ميانشان داخل شود [ و تعدادشان افزون گردد ] مسرور نميگردند . ايشان به تعداد اصحاب بدر و ياران طالوت - كه همراه او از نهر عبور كردند - هستند ، پيشينيان گوى سبقت بر آنان را نربودند ، پسينيان نيز بدانها نخواهند رسيد .
ابو طفيل ميگويد : محمد بن حنفيه به من گفت : آيا ميخواهى بدانى او از كجا بيرون ميآيد ، من پاسخ مثبت دادم ، او گفت : از ميان اين دو كوه ، من گفتم : به خدا قسم از اين دو جدا نخواهم شد تا آنكه بميرم و در مكه مرد . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز عقد الدرر / ٥٩ و عقيدة اهل السنة و الاثر / ٣٠
با وضوح بيشترى در بصائر الدرجات / ١٠٤ از امام باقر ( ٧ ) نقل ميكند : « روزى رسولخدا ( ٦ ) در حضور جماعتى از صحابه دو بار فرمودند : خدايا ! برادرانم را به من نشان بده ، اصحاب گفتند : يا رسول الله ! مگر ما برادرانت نيستيم ؟ ايشان فرمودند : نه ، شما اصحاب من هستيد ، برادران من گروهى هستند در آخرالزمان كه مرا نديده و به من ايمان آوردهاند . خداوند پيش از آنكه آنها را از پشت پدران و رحم مادران بيرون آورد مرا از اسامى خود و پدرانشان آگاه كرده است . هريك از آنها در نگاهدارى و حفظ دينش از دست كشيدن بر درختى تيغدار در شبى تاريك ، و يا به دست گرفتن شرارهى آتش سختتر [ و استوارتر ] است ، اينان چراغهاى تاريكى هستند و خداوند از هر فتنهى تاريكى آنان را نجات خواهد داد . »
مؤيد اين حديث روايت مسلم ١ / ١٥٠ است : « رسولخدا ( ٦ ) فرمودند : دوست داشتم كه برادرانمان را ديده بوديم ، اصحاب گفتند : يا رسول الله ! مگر ما برادران شما نيستيم ؟ فرمودند : شما اصحاب من هستيد ، برادرانمان هنوز نيامدهاند . پرسيدند : شما چگونه كسانى از امّتتان را كه هنوز نيامدهاند ميشناسيد ؟ فرمودند : اگر كسى در ميان اسبان سياه خود اسبانى با پيشانى و دست و پاى سفيد داشته باشد آيا آنها را نميشناسد ؟ گفتند : آري ، اى رسولخدا ! فرمود : آنان [ در قيامت ] با پيشانى و دست و پايى سفيد - بر اثر وضو - ميآيند و