فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٣٧٦
آن شخص گفت : اى پسر رسولخدا ! درست فرمودي ، اينك سؤالى سخت مطرح ميكنم ؛ بفرماييد كه چرا اين دانش آن گونه كه توسّط پيامبر ( ٦ ) آشكار ميشد ، هم اكنون ظاهر نميشود [ و گاه تقيه ميكنيد ] ؟ ايشان خنديدند و فرمودند : خداوند عزوجل ابا نمود از اينكه كسى غير از آنان كه در ايمانِ به او امتحان شدهاند بر دانش او آگاهى يابند ، همان گونه كه حكم كرد رسولخدا ( ٦ ) بر آزار قوم خود صبر پيشه كند ، و تنها به فرمان او با آنان بجنگد ، پس چه بسيار كه ايشان تقيه نمود تا آنكه به او گفته شد : فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِين ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى حجر / ٩٤
پس آنچه را بدان مأمورى آشكار كن و از مشركان روى برتاب .
قسم به خدا كه اگر پيشتر نيز مأموريتش را آشكار ميكرد در امان بود ، و ليكن اطاعت فرمان خدا را اختيار نمود و از مخالفت با او هراسيد ، و لذا خوددارى كرد .
دوست ميداشتم كه مهدى اين امّت را ميديدى كه فرشتگان با شمشيرهاى آل داود در ميان آسمان و زمين قرار دارند و ارواح كافران مرده را عذاب ميكنند ، و ارواح زندگان آنان را نيز بدانها ملحق مينمايند .
در ادامه آن مرد شمشيرى را بيرون آورد و گفت : اين يكى از آنهاست ، پدرم فرمودند : آري ، قسم به آنكه محمد را بر بشر برگزيد .
در اين هنگام آن شخص نقاب را دوباره بر چهره زد و گفت : من الياسم ، آنچه پرسيدم ناشى از ناآگاهى نبود ، بلكه دوست داشتم اين گفتار قوّت [ قلب ] يارانت باشد . . .
در آخر حديث آمده است : پس آن مرد گفت : گواهى ميدهم شما صاحبان حكمى هستيد كه هيچ اختلافى در آن نيست ، آنگاه برخاست و رفت ، و او را نديدم . » ( ٢ ) ( ٢ ) . و نيز بحار الانوار ٢٥ / ٧٤
شايد بتوان گفت كه اين حديث مهمترين دليل بر حيات الياس ( ٧ ) است .
و اما در منابع سنيان : آنان اسرائيليات بسيارى در اين باره نقل نمودهاند ! الجامع الصغير
١ / ٦٣٦ مينويسد : « خضر در درياست و الياس در خشكي ، آن دو هر شب در كنار سدّى كه ذوالقرنين ميان مردم و يأجوج و مأجوج بنا كرد جمع ميشوند ، و هر سال حج و عمره به جا