فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٣٠٠
تجاوز نميكند . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز الخرائج و الحرائج ٢ / ٦٩١
اثبات الوصية / ٢٢٣ مينويسد : « حسن بن على راوى به امام صادق ( ٧ ) گفت : شما صاحب الامر هستيد ؟ ايشان فرمودند : من زره پيامبر ( ٦ ) را پوشيدم ، ولى كشيده ميشد ،
و نيز هنگام سوار شدن بر مركب پاى مرا ميگيرد ، اما صاحب شما زره را در بر ميكند و اندازهاش خواهد بود و هنگام سوار شدن پايش را نميگيرد .
آنگاه فرمودند : چگونه چنين باشد [ و من او باشم ] و حال آنكه آن پسرى كه مادر بزرگش او را بزرگ ميكند به دنيا نيامده است . »
بصائر الدرجات / ١٨٤ و ارشاد / ٢٧٥ از عبد الاعلى بن اعين روايت ميكنند : « شنيدم
امام صادق ( ٧ ) فرمودند : سلاح رسولخدا ( ٦ ) نزد من است و كسى نميتواند در آن با من نزاع كند . سپس فرمودند : از آن سلاح محافظت ميشود . اگر نزد بدترين خلق خدا قرار گيرد ، بهترين آنان خواهد بود .
و افزودند : اين امر [ امامت ] به كسى ميرسد كه بر او دهان كجى ميكنند . هنگامى كه ارادهى خدا تعلّق گيرد ، او خروج ميكند . پس مردم ميگويند : اين همان نبود ! و خداوند به خاطر او ، دست خود را بر سر رعيت خود قرار ميدهد . »
يعنى كسى كه امام ( ٧ ) را پيش از خروج ميبيند ، گمان ميكند مؤمنى عادى است و حتى ممكن است ايشان را به سخره گرفته دهان كجى كند ، اما چون حضرت خروج ميكنند و آن شخص مشاهده ميكند كه خداوند ايشان را به چه قدرتى مخصوص گردانيده ميگويد : اين همان نيست كه من ديدم ، و خداوند هيبت او را در قلوب مردم قرار ميدهد .
كافى ١ / ٢٨٤ از همو نقل ميكند : « به امام صادق ( ٧ ) گفتم : كسى كه [ به دروغ ] ادّعاى امامت كند ، چگونه او را پاسخ ميدهند ؟ ايشان فرمودند : از او دربارهى حلال و حرام ميپرسند .
آنگاه افزودند : سه حجت و دليل است كه در هر كسى جمع شوند او صاحب اين امر است ؛ آنكه نزديكترين مردم نسبت به امام پيش از خود است ، سلاح نزد اوست و وصيت