فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٢٠
ميروم ، نظر شما چيست ؟ فرمودند : اى بندهى خدا ! من تو را به ترك دنيا امر نميكنم ، بلكه به ترك گناهان فرمان ميدهم . ترك دنيا فضيلت است ولى ترك گناهان فريضه و واجب ،
و تو بيش از آنكه به كسب فضيلت نياز داشته باشى به كسب فريضه نيازمندي .
در اين هنگام دست و پاى ايشان را بوسه دادم و گفتم : پدر و مادرم فداى شما ، اى فرزند رسولخدا ! دانش صحيح را تنها نزد شما مييابيم . سنّ من بالا رفته و استخوانم سست شده است ولى آنچه را كه باعث مسرّتم شود در شما نميبينم ، شما را ميبينم كه كشته و آواره ميشويد و در بيم و هراس به سر ميبريد . من دير زمانى است كه انتظار قائم شما را ميكشم و ميگويم : امروز يا فردا ظهور ميكند .
ايشان فرمودند : اى عبد الغفار ! قائم ما هفتمين نفر از نسل من است و اين زمان ، زمان ظهور او نيست ، پدرم از پدرش و ايشان از پدرانش روايت ميكنند كه رسولخدا ( ٦ ) فرمودند : همانا امامان پس از من دوازده نفرند ، به تعداد نقيبان بنياسرائيل ، نه تن ايشان از نسل حسين هستند و نهمين شخص قائم آنهاست . او در آخرالزمان خروج ميكند و زمين را همان سان كه از ستم و ظلم پر شده ، از عدالت مملو مينمايد .
گفتم : اگر چنين باشد ، پس از شما چه كسى [ امام ] خواهد بود ؟ فرمودند : جعفر كه سيد اولاد من و پدر امامان است و در گفتار و كردار صادق ميباشد . اى عبد الغفار سؤال بزرگى پرسيدى و البته كه تو شايستهى آنى كه پاسخ را دريافت كني .
آنگاه فرمودند : بدانيد كه كليدهاى دانش پرسش است و اين بيت را خواندند :
شفاءُ العَمَى طول السؤال و إنّما تمامُ العَمَى طولُ السكوتِ على الجهلِ
درمان نابينايى [ جهل ] طول پرسش است ، و تنها دليل نابينايى طول سكوت در حالت جهل و نادانى است . »
بشارت امام صادق ( ٧ ) به حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ششمين فرزندشان
كمال الدين ١ / ٣٣ از سيد بن محمد حميرى نقل ميكند : « من غلو ميكردم و به غيبت محمد بن حنفيه اعتقاد داشتم . برههاى از زمان را در اين گمراهى به سر بردم تا آنكه خداوند