فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٨٩
بدارد و به آنچه كه موجب خشنودى اوست ، نيكبخت گرداند . آنچه كه ميثمى دربارهى مختار برايتان گفت - كه وى با هر كسى كه ميبيند ، به مناظره و استدلال ميپردازد كه جانشينى غير از جعفر بن على [ براى امامعسكري ( ٧ ) ] نيست و او را تصديق و تأييد ميكند - و شما آن را ذكر كرديد ، به ما رسيد ، و من هر آنچه را كه شما به گفتهى اصحابتان دربارهى او نگاشتيد ، دريافتم ، از كورى بعد از بينايي ، گمراهى پس از هدايت و اعمالى كه هلاكت را به دنبال دارد و نيز فتنههاى تباه كننده ، به خدا پناه ميبرم ، چرا كه خداوند عزوجل ميفرمايد :
ألم . أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لايُفْتَنُونَ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى عنكبوت / ٢ - ١
آيا مردم گمان كردند به صرف اينكه گفتند : ايمان آورديم ، رها ميگردند و ديگر امتحان نميشوند ؟
چگونه مردم در فتنه سقوط ميكنند و در حيرت و سرگردانى به سر ميبرند و چپ و راست را انتخاب ميكنند ؟ ! آيا از دين خود مفارقت جستهاند ، يا دچار ترديد شده و يا اينكه با حق عناد ميورزند ؟ و يا نسبت به آنچه كه در روايات راستين و اخبار صحيح آمده ، جاهل هستند ؟ !
يا آنكه آنها را دانستند ولى خود را نسبت به آنچه ميدانند - كه زمين خالى از حجت نميشود ، حال يا آشكار و يا هراسان و مخفى - به فراموشى زدهاند ؟ !
آيا ندانستند كه پس از پيامبرشان ( ٦ ) ، امامان يكى پس از ديگرى آمدند ، تا آنكه اين امر [ امامت ] به امر خداى عزوجل به امام پيشين - يعنى امام حسن بن علي ( ٧ ) - رسيد ، پس او به جاى پدرانش ( : ) نشست و به حق و طريق مستقيم هدايت نمود .
او نورى درخشان ، ستارهاى تابان و قمرى منير بود . سپس خداى عزوجل آنچه را كه نزد خود دارد [ جوار الهى ] ، براى او اختيار نمود ، پس او بر همان منهاج و روش پدرانش ( : ) - همچنانكه دو تاى كفش در برابر هم هستند - عهد و وصيت به وصيى نمود كه خداى عزوجل او را به امر خود تا زماني ، مستور و مكانش را مخفى داشته ، و اين به خاطر مشيتى بر اساس قضاى پيشين و تقدير نافذ اوست . جايگاه او در ماست و فضيلت او براى ما ، و اگر خداى عزوجل دربارهى آنچه كه او را از آن منع نموده اذن دهد ، و حكم خود را كه دربارهى او