فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٦٤
مسجد داده و مردى هم در كنار او بود ، من گفتم : گمان دارم كه او كارى دارد و لذا با قدرى فاصله از ايشان نشستيم ، پس مردى آمد و نزد آنها رفت ، ما نيز برخاستيم و نزد او نشستيم ، حذيفه كه انگشت ابهام را ميگزيد گفت : فتنهاى به سراغ شما آمده كه سنگهاى سياه داغ ميافكند ، سپس فتنهاى ديگر خواهد بود كه سنگهاى آتشين ميپراكند ، آنگاه فتنهى تاريكى به وقوع خواهد پيوست كه در آن ، آدمى صبح هنگام در مسير هدايت است ولى شب ، گمراه ميگردد ، و يا شب هنگام در مسير هدايت است اما صبح ، گمراه ميشود ، انسان عاقل نيز سرگردان است و نميداند گمراه است يا در هدايت به سر ميبرد !
آگاه باشيد كه فتنهى سوم ، به دفعات رخ ميدهد و از چند راه ميآيد . پس اگر توانستى در اين وضع بمير و يا كناره گيرى كن !
در اين هنگام مردى كه نزد حذيفه نشسته بود ، گفت : اى ياران محمد ! خدا سزاى شما را بدهد ! به خدا سوگند ، آن قدر امور را بر ما مبهم و مشتبه كرديد كه نميدانيم بنشينيم يا برخيزيم ! چرا مردم را در روز جرعه [ ايام اعتراض مردم بر ضدّ عثمان ] از فتنه نهى نكردي ؟ !
حذيفه گفت : من ، خود و ابن خضرامه را از آن بازداشتم و اگر او را نهى نميكردم ، هر آينه از كسانى ميبود كه در آن فتنه شركت مينمودند و گرفتار آن ميشدند . »
مقصود راوى از فتنهى نخست كه در آن سنگها ى سياه داغ ميبارد ، فتنهى قتل عثمان است ، و مراد وى از فتنهاى كه در آن سنگهاى آتشين ميبارد ، جنگهايى است كه بر ضدّ اميرالمؤمنين ( ٧ ) به راه مياندازند ، و مقصودش از سومين فتنه كه به دفعات و از راههاى متعدّد رخ مينمايد ، فتنهى بنياميه ميباشد .
هدف راوى آن است كه حذيفه ( رحمه الله ) را مخالف قتل عثمان و جنگهاى حضرت علي ( ٧ ) معرفى كند ! در حالى كه او والى عثمان بر مدائن بود ، و از طرفى وقتى خبر بيعت مسلمانان با اميرالمؤمنين ( ٧ ) به وى رسيد ، مسرور شد . او با اينكه در آن زمان بيمار بود ، گفت :
مرا برداريد و بر منبر بگذاريد . سپس خطبهاى خواند و حقّانيت حضرت امير ( ٧ ) نسبت به خلافت - بر طبق وصيت پيامبر ( ٦ ) - را براى مردم بازگو كرد و همانجا و آشكارا بيعت خود را
اعلام نمود و مسلمانان را فرمان داد تا با آن حضرت بيعت كنند .