فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٥٥
تَبْغِي حَتَّى تَفِئَ إِلَى أَمْرِ اللهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى حجرات / ٩
و اگر دو طائفه از مؤمنان با هم بجنگند ، ميان آن دو را اصلاح دهيد ، و اگر [ باز ] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد ، با آن [ طائفهاى ] كه تعدّى ميكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس اگر بازگشت ، ميان آنها را به عدالت سازش دهيد و عدالت كنيد ، كه خدا دادگران را دوست ميدارد . »
بخارى در ٨ / ٩١ تحت عنوان « فصلى در اينكه فتنهاى به وقوع ميپيوندد و كسى كه در آن بنشيند بهتر از كسى است كه بايستد » همين مضمون را از ابوهريره روايت ميكند . او سپس در « فصلى در اينكه اگر دو مسلمان با شمشير با يكديگر مواجه شوند » ، داستان حسن بصرى با ابو بكره - برادر زياد بن ابيه - را آورده است . وى ميگويد : « شبى از شبهاى فتنه [ جنگ جمل ] ، سلاحم را برداشتم و خارج شدم ، ابوبكره نزد من آمد و گفت : كجا ميخواهى بروي ؟ گفتم : ميخواهم پسر عموى پيامبر ( ٦ ) را يارى نمايم . او گفت : رسولخدا ( ٦ ) فرمود : هرگاه دو مسلمان با شمشير با يكديگر مواجه شوند ، هر دو اهل آتشاند ! از ايشان پرسيدند : [ علت اينكه ] قاتل [ اهل آتش است ] واضح است ، ولى چرا مقتول ؟ حضرت گفتند : او در صدد كشتن ديگرى بود . »
ابو سعيد خدرى و جارية بن عبدالله ، سخن ابوبكره را رد كردند ، ولى بخارى در اين رابطه خود را به غفلت زده است ، آن دو گفتند : « خدا ابوبكره را لعنت كند ، هم بد شنيد و هم بد پاسخ داد ! رسولخدا ( ٦ ) به ابو موسى اشعرى چنين فرمود : پس از من فتنهاى خواهد بود كه تو اگر در آن خواب باشى بهتر از آن است كه نشسته باشى و اگر نشسته باشى بهتر از آن است كه راه بروي . » ( ٢ ) ( ٢ ) . الغارات ٢ / ٦٥٧
اين دو تن ، گواهى دادند كه ابو موسى اين حديث را تحريف كرده است ، عمار نيز شاهد سوم آن است . طبرى در تاريخ ٣ / ٤٩٧ نقل ميكند كه وقتى اميرالمؤمنين ( ٧ ) ،
امام حسن ( ٧ ) و عمار را به كوفه فرستاد ، امام مجتبي ( ٧ ) به ابو موسى فرمود : « اى ابو موسي ! چرا مردم را از [ يارى ] ما باز ميداري ؟ به خدا سوگند ما جز اصلاح را نميخواهيم ، و كسى همانند اميرالمؤمنين ( ٧ ) هم ازچيزى نميهراسد !