فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢١٢
مباهله كند !
او افرادى را نيز به سراغ من فرستاد . من نيز او را به قم دعوت ميكردم تا به گفتگو بنشينيم ولى عذر ميآورد . پس از مدتى دو نفر را فرستاد و با آنان به بحث نشستم ، ولى ديدم هر دو ناآگاه و اهل هوى و جدال هستند ، به آنان گفتم : آيا رفيقتان قادر به ارائهى معجزه هست ؟ گفتند : آري ، معجزات تمام انبياء و رسولان ( : ) را دارد . پس معجزهاى درخواست كردم ، گفتند : چه ميخواهي ؟ گفتم : دعا كند اولمرت هلاك شود ، و به ما خبر دهد كه چه زمان و چگونه به هلاكت خواهد رسيد ؟
آن دو وارد اتاق ديگرى شدند و از طريق تلفن با امامشان صحبت كردند ، آنگاه آمدند و گفتند : فردا پاسخت را ميدهيم . فردا آمدند و گفتند : امام مهدي ( ٧ ) اجازهى نابودى او را ندادهاند !
اينجا مجال بيان جريانات ما با اين گمراه و يارانش نيست ، در ردّ ترّهات و اباطيل وى كتاب مستقلّى نوشته و دجال بصره ناميدهايم كه در اين پيوند يافت ميشود :
http : / / www . alameli . net
در اين كتاب جريان حركت او را بيان و حقيقت استدلالهاى بيپايهى او را هويدا ساختيم ،
و در مقدّمه گفتيم كه بارزترين اوصاف مدعيان مهدويت ، جهالت ، تزوير و وقاحت است .
فصل مستقلّى را نيز به پشتيبانى وهابيت و صهيونيسم از اين جنبش اختصاص داديم . از اين روست كه وى علامت خود را ستارهى اسرائيل قرار داده است . البته نظام صدام نيز در آماده سازى اين دجال سهيم بوده !
وى كه پيشتر با حيدر مشتّت همسو بود ، بعدها با او دچار اختلاف ميشود . حيدر هم كتابى مينويسد و او را مفتضح ميگرداند ، لذا دجال او را به قتل ميرساند !
فصلى را نيز به افترائات وى بر حوزهى علميه و مراجع اختصاص داده و گفتيم كه از ايران درخواست كرده حكومت را تسليم او كنند .
فصل ديگرى را هم در موضوع كينه و دشمنى وى با عراقيان منعقد ساختيم . وى از آنان خواست از او اطاعت كنند ، و به جهت شركت آنان در انتخابات پارلمان عراق كه او و نيز وهابيان آن را حرام ميدانند ، به آنها ناسزا گفت !
استدلالهاى بيپايه و واهى او را نيز در فصلى درهم شكستيم و گفتيم كه او به تحريف روايات