فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢١
نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدّاً ٩٤ قَالَ مَا مَكَّنِّى فِيهِ رَبِّى خَيْرٌ فَأَعِينُونِى بِقُوَةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً ٩٥ آتُونِى زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَاراً قَالَ آتُونِى أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً ٩٦ فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْباً ٩٧ قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّى فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّى جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّى حَقّاً ٩٨ وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعاً ٩٩ وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضاً ١٠٠ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى كهف / ١٠٠ - ٨٩
سپس راهى [ ديگر ] را دنبال كرد . تا آنگاه كه به جايگاه برآمدنِ خورشيد رسيد . آن [ خورشيد ] را [ چنين ] يافت كه بر قومى طلوع ميكرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم . اين چنين [ ميرفت ] ، و قطعاً به خبرى كه پيش او بود احاطه داشتيم . باز راهى را دنبال نمود . تا وقتى به ميان آن دو سدّ رسيد ، در برابر آن دو [ سدّ ] ، طايفهاى را يافت كه نميتوانستند هيچ زبانى را بفهمند . گفتند : اى ذو القرنين ! يأجوج و مأجوج سخت در زمين فساد ميكنند ، آيا [ ممكن است ] مالى در اختيار تو قرار دهيم تا ميان ما و آنان سدّى قرار دهي ؟ گفت : آنچه پروردگارم به من در آن تمكّن داده ، [ از كمك مالى شما ] بهتر است . مرا با نيرويى [ انسانى ] يارى كنيد [ تا ] ميان شما و آنها سدّى استوار قرار دهم . براى من قطعات آهن بياوريد ، تا آنگاه كه ميان دو كوه برابر شد ، گفت : بدميد ، تا وقتى كه آن [ قطعات ] را آتش گردانيد ، گفت : مس گداخته برايم بياوريد تا روى آن بريزم . [ در نتيجه ، اقوام وحشى ] نتوانستند از آن [ مانع ] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند . گفت : اين رحمتى از جانب پروردگار من است ،
و [ لى ] چون وعدهى پروردگارم فرا رسد ، آن [ سدّ ] را درهم كوبد ، و وعدهى پروردگارم حق است .
و در آن روز آنان را رها ميكنيم تا موج آسا بعضى با برخى درآميزند و [ همين كه ] در صور دميده شود ، همهى آنها را گرد خواهيم آورد . و آن روز ، جهنم را آشكارا به كافران بنماييم . »
ذو القرنين ( رحمه الله ) - كه خداوند او را براى وظيفهاى جهانى برانگيخت - با ابزار خود به سمت مشرق خورشيد رفت . او به منطقهاى رسيد كه در آن قومى بودند كه تابش سوزندهى خورشيد را تحمل ميكردند و شايد همان يأجوج و مأجوج بودند و ذوالقرنين كارى براى آنها انجام نداد .
آنگاه با امكانات خداداد ، به منطقهاى بين دو كوه رسيد و قومى را ديد كه از هجوم يأجوج و مأجوج ، شكايت داشتند . وى براى حمايت از آنها ، سدى ساخت كه به نام خودش [ سد