فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٠٧
اما گفتارت در مورد مؤمنينى كه پيرامون كسى كه سخن از مولايشان ميگويد گرد ميآيند ، و از او دربارهى ايشان پرسش ميكنند . . . اشتباهى بزرگ است كه در ارزش گذارى اين نيكان - كه شايد بدل برگزيده و ولى خدا كه درخواستش رد نميشود و اگر خدا بخواهد كسى را برگزيند و سرّش را نزد او نهاده و مشيت خود را در دلش وديعه گذارد او را اختيار ميكند و نه من و نه تو را ، در ميانشان باشد - برايت پيش آمده است .
از رهگذر همين بينش غلط در ارزش گذارى مؤمنان ساده انديش است كه شيطان به سراغ انسان آمده و براى او چنين وانمود ميكند كه از ساده انديشانى كه از پوشش و ظاهر امام و خشم و خشنودى ايشان ميپرسند ، بهتر است ، و اينچنين ميبيند كه خود معنا ، حقيقت ، آثار ، اهداف ، آمال ، دردها ، شؤون و جريانات مربوط به ايشان را نيكتر از آنان ميفهمد - همان گونه كه متأسفانه خود گفتيد - . . .
خدايا ! به تو پناه ميبرم از اينكه مؤمنى را حقير بشمارم ، و حال آنكه ولى خود را در ميان بندگان مخفى داشتهاي ، پناه ميجويم از اينكه خود را از ساده انديشى ژنده پوش ، يا درس ناخواندهاى كه در صف ناآگاهان به شمارش ميآورند ، بهتر دانم ، چرا كه اينها قلوب بندگان تو و پوشيده از ماست ، هر كدام را كه بخواهى با بخشودهها و عطاياى خويش آباد ميكني ، و قلب بندهى زيانكار را نيز - اگر بخواهى - به عقوبت و حرمان تهى قرار خواهى داد ، حجت و ولى تو امام صادق ( ٧ ) ميفرمايد : « مردى را ميبينى كه در لام و واو اشتباه نميكند و سخن سرايى بليغ است ، اما دلش از شب تاريك تاريكتر ، و مردى را ميبينى كه نميتواند آنچه را در دل دارد به زبان بيان كند ، اما دلش بسان چراغى ميدرخشد . » ( ١ ) ( ١ ) . كافى ٢ / ٤٢٢
خدا گواه است كه من از مجالس اين ساده انديشان كه براى شركت در عزاى امامحسين ( ٧ ) و شنيدن فضائل اهلبيت طاهرين ( : ) ميآيند تبرّك ميجويم ، زيرا اميدوارم - به خاطر وجود پيرزنى كه خود را به آن مجالس ميكشاند و به ياد آنان اشك فرو ميريزد ، و يا خردسال يتيمى كه با اشتياق آمده است و شايد امام ( ٧ ) به سراغ او بيايد ، يا كسى را بفرستد كه به گراميداشت او يا پدر و مادرش دست بر سر او بكشد - محل فيضان بخشودهى خدا و عنايت ولى مؤمنان باشد .