فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٠٢
مِمَّنْ خَلَقَ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى مائده / ١٨
و يهودان و ترسايان گفتند : ما پسران خدا و دوستان او هستيم . بگو : پس چرا شما را به [ كيفر ] گناهانتان عذاب ميكند ؟ [ نه ، ] بلكه شما [ هم ] بشريد از جمله كسانى كه آفريده است . . .
زيرا محمد و على در باور آنان رب هستند و نه ميزايند و نه زاييده ميشوند ! . . .
سبب قتل محمد بن بشير - كه خدايش لعنت كند - آن بود كه وى شعبده باز و جادوگر بود . . . او هيئتى ساخته بود شبيه انسان و وانمود ميكرد امام كاظم ( ٧ ) است . به هنگام شعبده آن را باز ميكرد و . . .
به يارانش ميگفت : امام كاظم ( ٧ ) نزد من است ، اگر ميخواهيد او را ببينيد و بدانيد من نبى هستم ، بياييد . او آنان را به خانه ميبرد و ميگفت : آيا در اين اتاق كسى غير از من و خودتان ميبينيد ؟ آنان پاسخ منفى ميدادند . آنگاه ميگفت : بيرون برويد ، و پشت پرده ميرفت و آن صورت را باز ميكرد و آنان ميآمدند و قسمتى از پرده را كه ميان خود و آنان بود كنار ميزد . آنها شخصى ايستاده را ميديدند كه گويا امام كاظم ( ٧ ) است . او از طريق شعبده به آنان وانمود ميكرد با ايشان تكلم و نجوا ميكند . سپس اشاره ميكرد دور شويد ،
و پرده را ميآويخت و ديگر چيزى نميديدند !
به سبب شعبدههاى وى مردمانى گمراه شدند تا آنكه خبر به برخى از خلفاء رسيد - و به گمانم هارون يا خلفاى پسين او بودند - و گفتند او زنديق است . پس او را دستگير كرد و خواست گردنش را بزند كه گفت : مرا زنده نگاه دار تا برايت كارهايى انجام دهم كه پادشاهان را خوش آيد و او رهايش كرد . وى براى خليفه كارهايى انجام داد كه موجب شد او را به فرماندهى بگمارد . . . از او تعطيل و اباحى گرى بروز يافت .
امام صادق و امام كاظم ( ٨ ) او را نفرين ميكردند و از خدا ميخواستند حرارت آهن را به او بچشاند و همين طور هم شد . »
نگارنده : مذهب مخمسه از حلول و تناسخ فارسى و هندى اقتباس يافته است . فشار حكومتها بر شيعه بابت اجبار آنها بر تقديس ابوبكر و عمر ، يكى از عوامل اختراع نظريهى اضداد ستوده توسّط برخى افسونگران بود ، تا بتوانند مخالفان اهلبيت ( : ) را بستايند !