فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٨٧
اينان گويند : قائمى كه اصحاب ظاهر گويند فرزند يازدهمين و هموست كه قيام ميكند ، و مقصود از آن ابليس است ، زيرا خدا ميفرمايد : فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ . إلَّا إبْلِيس ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى حجر / ٣١ - ٣٠
پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند ، جز ابليس ، كه به سجده در نيامد ، سپس گفت : لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ، ( ٢ ) ( ٢ ) . سورهى اعراف / ١٦
من هم براى [ فريفتن ] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست .
اين آيه ميرساند كه ابليس به هنگام فرمان به سجده ، ايستاده بوده ، و بعد از آن
نشسته است !
و مقصود از اينكه قائم قيام ميكند ، همان ايستادهايست كه مأمور به سجده شد و ابا كرد ، يعنى همان ابليس !
شاعر آنها - كه خدا لعنتشان كند - نيز سروده :
يا لاعناً للضدّ من عدى ما الضدّ الا ظاهرُ الولي
اى كسى كه ضد را نفرين ميكني ، ضد ظاهر ولى است . . .
صفوانى گويد : از ابو على بن همام چنين شنيدم : محمد بن على عزاقرى شلمغانى ميگفت : حق يكى است با پوششهايى مختلف ، يك روز در جامهى سفيد است ، روزى در سرخ و روزى هم در زرد !
ابن همام فرمود : اين نخستين سخن او بود كه ناروا شمردم ، زيرا همان سخن پيروان
حلول است .
جماعتي ، از ابو محمد هارون بن موسي ، از ابو على محمد بن همام برايم گفتند : محمد بن على شلمغاني ، هيچگاه نمايندهى جناب ابو القاسم نبود ، و ايشان او را بر اين سِمت نگماردند . هركه چنين باورى دارد اشتباه ميكند . او تنها فقيهى از فقيهان ما بود ، ولى خلط كرد و كفر و الحاد از او بروز نمود . لذا توقيعى به واسطهى جناب ابو القاسم ، در لعن و بيزارى جستن از وي ، تابعان ، پيروان و هم فكرانش صادر شد .
حسين بن ابراهيم ، از احمد بن على بن نوح ، از ابو نصر هبة الله بن محمد بن احمد ، از