فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٨٣
ميپندارد خدا به فاسقان جن قدرت بر معجزه ميدهد ، و اگر چنين باشد ديگر نميتوان انبياء و اوصيايشان ( : ) را تصديق نمود ، زيرا ممكن است از جنّيان باشند !
از ديگر سو بر اساس چنين انگاري ، بايد انسان در هر چه مشاهده ميكند ترديد كند ، چه ميخواهد نبى يا فردى صالح باشد ، و چه شخصى بدكار ، زيرا ممكن است جنّى باشد ! و البته كه اين ترديد به شخص ابن تيميه در مورد خودش نيز سرايت ميكند !
شلمغاني ، ابن ابى عزاقر
شلمغانى در جوانى عالمى استوار و مورد اعتماد بود و كتابهايى در فقه و حديث نگاشت . اما با گذشت زمان شيطان او را به ضلالت كشاند ، و در نتيجه خود را از مصاديق اين آيه قرار داد : وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى اعراف / ١٧٥
و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت ؛ آنگاه شيطان ، او را دنبال كرد و از گمراهان شد . انحراف او با ادعاى سفارت امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) آغاز شد . وى با ادعاى شراكت با حسين بن روح ( رحمه الله ) در مقولهى سفارت ، مردم را ميفريفت . بعدها هم به ميدان حلول آمد و - بسان معاصرش حلاج - مدعى شد خدا در او حلول كرده است ! فرجام حلاج موجب عبرت وى نشد و لذا در مسير بدعت خود باقى ماند .
او برخى خانوادهها و شخصيتهاى سياسى بغداد از جمله آل بسطام را نيز تحت تأثير قرار داد و به گسترش بدعت حلول - كه چيزى شبيه باور كرخيان مخمِّسه ، يعنى كسانى كه ميپنداشتند خداوند در حضرات پنج تن ( : ) حلول كرده ، بود - در ميان آنان پرداخت ، بلكه مذهب وى از كرخيان نيز رسواتر بود .
شيخ مفيد در الفصول العشرة / ١٦ ميفرمايد : « محمد بن على بن ابى العزاقر شلمغانى درگذشته به سال ٣٢٣ ؛ وى از عالمان پيشين اصحاب ما [ شيعيان ] ، و در راه مستقيم بود . لكن حسادت نسبت به ابو القاسم حسين بن روح ( رحمه الله ) او را برآن داشت كه ترك مذهب كند و به عقائدى سخيف معتقد شود ، لذا سخنانى ناروا گفت ، و توقيعى در لعن او از ناحيه صادر شد .