فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٨١
مذمت بسيارى دارد .
در بلغه چنين آمده : برخى از اجلّهى شيعه در مدح وي ، كار را به آنجا رساندهاند كه مدعى شدهاند او از اولياست ، مانند صاحب مجالس المؤمنين و محبوب القلوب و جز اين دو ، لكن اين امر خالى از بُعد و غرابت نيست .
در شرح حال شيخ مفيد ( رحمه الله ) خواهد آمد كه يكى از آثار ايشان ، ردّ بر اصحاب حلاج است . »
محدث ارموى در فيض الإله فى ترجمة القاضى نور الله / ٤٣ مينگارد : « فاضل كشميرى در كتاب نجوم السماء در احوال قاضي ( رحمه الله ) مينويسد - و خلاصهاش اين است : پوشيده نيست كه آنچه قاضى سيد نور الله شوشترى در كتاب مجالس المؤمنين و غير او آوردهاند - يعنى مدح جماعتى از صوفيه و حسن ظنّ به آنان ، كسانى چون حسين بن منصور حلاج كه توقيعى دربردارندهى لعن او ، از مولايمان صاحب الزمان ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) صادر شد ، همان گونه كه عالمان ما كه خدا از ايشان راضى باشد ، در كتب معتبر نگاشتهاند ، و نيز سفيان ثوري ، با يزيد بسطامي ، محيى الدين عربى و همانندان آنها از متقدّمين و متأخّرين صوفيه كه فساد مذهب و اعتقاد باطلشان نزد علماء ما ثابت است - موجب نميشود قاضى كه آنها را ميستايد صوفى باشد ، زيرا مدح شخصى منحصراً به معناى اختيار مسلك و قبول باور وى نيست . . . »
٦ . برخى سنيان نيز در مورد او به اشتباه افتادهاند ، شربينى در مغنى المحتاج ٤ / ١٣٤ مينويسد : « از ابن سريج در مورد حلاج پرسيدند ، گفت : در مورد او چيزى نميگويم ، امر او برايم واضح نيست . قاضى ابو عمرو جنيد و فقيهان عصر او فتوى به كفر او دادند و مقتدر هزار تازيانه بر او زد . . .
مردم دربارهاش مختلفند ، برخى در تعظيم او مبالغه ميكنند ، و برخى كافرش ميدانند . ابن مقرى نيز بسان ديگران قائل به كفر كسى است كه در كفر پيروان ابن عربى شك كند . »
ابن عربى در تفسير ٢ / ٢٣٣ بايزيد بسطامى و گفتارش : سبحانى ما اعظم شأني ! و حسين بن منصور و گفتارش : انا الحق ! را تأييد ميكند و آنان را موحّد تام ميانگارد !
حلاج خوشايند آلوسى نيز قرار گرفته است ، وى در تفسيرش ٥ / ١٥٩ ميپندارد معرفت الهى با