فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٧٤
است كه از امامان پسين ( : ) در لعن جماعتى كه اين اوصاف را داشتند صادر شده است ، مانند فارس بن حاتم قزويني ، حسن بن محمد بن بابا ، محمد بن نصير نميري ، ابو طاهر محمد بن على بن بلال ، احمد بن هلال ، حسين بن منصور حلاج ، ابن ابى عزاقر ، ابو دلف و جماعت بسيارى كه خود را شيعه مينامند و باورهاى وقيحى چون غلو ، اباحى گري ، تناسخ و امورى چنين دارند . توقيعاتى از ايشان ( : ) در لعن و بيزارى جستن از اينان در هر مكانى صادر شد . »
٤ . در مصادر تاريخ و سيره مطالب بسيارى پيرامون حلاج ، داستانها ، سخنان و دروغ پردازيهاى پيروانش آمده است ، چنان كه ميتوان در اين باب يك جلد كتاب به رشتهى تحرير درآورد . البته رسالههاى دانشگاهي ، مقالات و مباحثى كه غربيان دربارهى او و امور مربوطه نگاشتهاند ، چندين برابر است !
طبرى در تاريخ خود ٨ / ٢٥٥ مينويسد : « سال ٣٠١ : . . . در اين سال شخصى جادوگر كه به حلاج معروف و كنيهاش ابو محمد بود ، به همراه رفيقش به خانهى وزير على بن عيسى احضار شدند . از گروهى از مردم شنيدم كه وى مدعى ربوبيت است . او و رفيقش را سه روز از ابتدا تا نيم روز به بند كشيدند ، بعد آنها را پايين آورده به زندان ميبردند . او مدتى طولانى در حبس بود و جماعتى از جمله نصر قشورى فريب او را خوردند ، تا آنكه مردم اعتراض كردند و بر كسانى كه بر حلاج ايراد ميگرفتند و او را به بدى ياد ميكردند ، نفرين نمودند . پس او را از زندان بيرون آورد ، دستها و پاهايش را بريد ، آنگاه گردن زده و به آتش سوزاندند . »
الانساب سمعانى ٢ / ٢٩٢ : « حلاج : . . . يعنى پنبه زن ، و كسى كه به اين عنوان شهرت دارد ابو مغيث حسين بن منصور حلاج است . . . جدّ وى مجوسيى از اهالى بيضاء فارس بود و محمى نام داشت . حسين در واسط - و طبق قولى در شوشتر - رشد كرد . او به بغداد آمد و با صوفيان درآميخت ، و با بزرگان صوفيه مانند جنيد بن محمد ، ابو حسين نورى و عمرو بن عثمان مكى مصاحبت كرد . . . چند سالى هم شاگرد سهل بن عبد الله بود .
وى در بغداد بعضى اوقات جامهى مويين ميپوشيد ، گاه دو خرقهى رنگين ، گاه قبا و عمامه و گاه با قبايى در زى لشكريان . اولين سفرى كه از شوشتر به بصره رفت ، هيجده سال