فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٤٠
در بغداد ممانعت ورزيدند و . . .
حامد بن عباس وزيرى ايرانى بود با افكار متوكل و حنبليان ، و هموست كه حسين بن روح را به زندان انداخت . در منابع اهلسنت آمده كه وزير ، اعتقاد خود به قديم بودن قرآن را ترويج ميكرد و مدّعى بود واثق - كه دشمن سرسخت مجسّمهى حنابله بوده - پيش از مرگ توبه كرده و از اعتقاد به مخلوق بودن قرآن بازگشته است ! تاريخ بغداد ١٤ / ١٨ مينويسد : « حامد بن عباس به واسطهى مردى از مهتدى نقل ميكند كه واثق پيش از مرگ از اعتقاد به مخلوق بودن قرآن توبه كرد
و بازگشت . »
مجال تفصيل اين مطلب نيست ، ولى خلاصه آنكه ؛ مأمون ، با موج دشمنى با اهلبيت ( : ) و باور به تجسيم خداوند - كه از بنياميه نشأت داشت و در عصر هارون انتشار يافته بود - مواجه شد . وى منشورى نوشت و در آن از معاويه بيزارى جست ، و فرمان به قتل كسى كه خدا را تشبيه كند ، او را قابل مشاهده بداند و قرآن را پارهاى از ذات او قلمداد كند داد . بعد از او برادرش معتصم آمد و به مخالفت با مأمون پرداخت . او مجسِّمه را به خود نزديك نمود . بعد از او هم واثق آمد و سياست مأمون را پياده كرد . از اين رو مجسّمهى حنابله در بغداد بر ضدّ او شوريدند . واثق ، رئيس آنان - احمد بن نصر خزاعى - را با دست خود و به سال دويست و سى و يك ذبح كرد . ( ١ ) ( ١ ) . ر . ك به تاريخ بغداد ٥ / ٣٨٤ و ٣٨٦ ، تهذيب الكمال ١ / ٥٠٨ و تاريخ يعقوبى ٢ / ٤٨٢
ابن كثير در البدائة و النهاية ١٠ / ٣٣٤ مينويسد : « واثق ، يكى از محكمترين مردم در اعتقاد به خلق قرآن بود و صبح وشام و پيدا و پنهان بدان فرا ميخواند ، و پشت او به باور پدر و نيز عمويش مأمون گرم بود ، بدون آنكه دليل ، برهان ، حجت ، بيان و سنت يا آيهاى از قرآن را بر آن اقامه كند . لذا احمد بن نصر برخاست و مردم را به سوى خدا ، امر به معروف ، نهى از منكر ، اعتقاد به اينكه قرآن كلام نازل و غير مخلوق خداست و امور بسيارى فراخواند . جماعتى از اهل بغداد نيز بر گرد او اجتماع كردند و هزاران نفر جمع شدند . »
البته ابن كثير توضيحى نميدهد كه مقصود از امور بسيار چيست ، اگر صراحت به خرج ميداد ميگفت آنها عبارتند از تقديس بنياميه ، دشمنى با اهلبيت ( : ) ، اعتقاد به رؤيت خدا و تشبيه او به خلق ، تكفير شيعيان ، اباحهى خون آنان به اتّهام شرك ، يا دشنام به صحابه و . . .