فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٢١
از جمله على بن عيسى قصرى نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح - كه خدا روح او را پاك دارد - بوديم ، مردى برخاست و گفت : ميخواهم سؤالى بپرسم ، ايشان هم استقبال كردند ، آن مرد گفت : آيا حسين بن علي ( ٧ ) ولى خدا بود ؟ ايشان پاسخ مثبت دادند ، او گفت : آيا قاتل او - كه خدا لعنتش كند - دشمن خدا بود ؟ و با پاسخ مثبت ايشان مواجه شد ، آن مرد صدا زد : آيا ممكن است خدا دشمنش را بر وليش مسلّط گرداند ؟ ابو القاسم فرمود : در آنچه ميگويم درنگ كن ؛ بدان ! خداى تعالى با مردم به عيان سخن نميگويد ، و خود شفاهاً با آنان هم كلام نميشود ، لكن او - كه عزيز و جليل است - رسولانى از جنس و صنف آنان كه بشرى چون خودشان بودند را به سوى آنان مبعوث نمود . اگر رسولانى كه همنوع و در چهرهى آنان نبودند ميفرستاد ، ميگريختند و نميپذيرفتند . هنگامى كه در صورت خودِ آنان آمدند ، غذا ميخوردند ، و در بازارها راه ميرفتند ، آنها گفتند : شما مانند ما هستيد ، سخن شما را تنها پس از آن ميپذيريم كه كارى انجام دهيد كه ما از انجام آن عاجز باشيم ، تا بدانيم شما به امرى اختصاص يافتهايد كه ما توان آن را نداريم .
از اين رو خداى متعال براى آنان معجزاتى قرار داد كه خلق از آن عاجزند ، برخى از آنها پس از آنكه هشدار داد و عذر خود را بيان داشت طوفان آورد و تمامى طغيانگران و سركشان را غرق كرد . بعضى در آتش افكنده شد كه بر او سرد و ايمن شد . براى برخى از آنان از ميان سنگ سخت شترى بيرون آمد و در سينهاش شير جريان يافت . براى برخى ديگر دريا شكافته شد ، از سنگ چشمهها جارى گشت ، عصاى خشكش به اژدها تبديل شد و هر آنچه را به دروغ ميپرداختند بلعيد . بعضى از ايشان كور مادر زاد و پيس را شفا ميداد ، مردگان را به اذن خدا زنده ميكرد و از آنچه در خانهها ميخورند و مخفى ميدارند ميآگاهانيد . براى برخى نيز ماه شكافت ، و چارپايان چون شتر و گرگ با او سخن گفتند ، و غير اين امور .
هنگامى كه ايشان اين كارها را انجام دادند و امتهايشان خود را از انجام چنين امورى عاجز يافتند ، تقدير و لطف خدا نسبت به بندگان و نيز حكمت او چنين اقتضا كرد كه پيامبرانش با اين معجزات ، در برخى حالات غالب و قاهر باشند و در برخى حالات مغلوب و مقهور ، و اگر آنان را در تمامى حالات غلبه ميداد ، مبتلا نميكرد و نميآزمود ، مردمان